عطایای روحانی و کاربرد آنها (12)

تعمید روح القدس (قسمت دوم)

اول قرنتیان 12:12-31)

در درس گذشته، از اول قرنتیان 12:12-13 به بررسی مفهوم تعمید روح القدس و رابطۀ آن با تشبیه کلیسا به یک بدن پرداختیم.

امروز می خواهیم در ادامۀ همان مطالب، از اول قرنتیان 12:12-31 موضوع بدن با عطایای متفاوت را، پی بگیریم. 

“یک بدن با عطایای متعدد” موضوعی کاملاً کابردی است، که نه تنها می تواند آن را به عنوان یک تشویق یا راهنما به کار گرفت، بلکه در سراسر زندگی مان میتوانیم آن ر ا بعنوان یک محرک یا کاتالیزور در رابطه مان با خدا و کلیسا استفاده کنیم.

پس بیائیم قبل از آغاز مطالعه، این بخش از کلام خدا رو با بخوانیم.

اول قرنتیان 12:12-31 12بدن انسان، واحدی است که از اعضای بسیار تشکیل شده و اگرچه دارای اعضای متفاوت می باشد، باز هم بدن واحد است و مسیح هم همین طور می باشد. 13پس همه ما خواه یهود، خواه یونانی، خواه برده و خواه آزاد به وسیله یک روح در بدن تعمید یافته ایم و همه از همان روح پر شده ایم تا از او بنوشیم. 14بدن از یک عضو ساخته نشده بلکه شامل اعضای بسیار است. 15اگر پا بگوید: «چون دست نیستم به بدن تعلّق ندارم.» آیا به خاطر این حرف، دیگر عضو بدن نیست؟ 16یا اگر گوش بگوید: «به علّت اینکه چشم نیستم به بدن متعلّق نیستم.» آیا به این دلیل دیگر عضو بدن محسوب نمی شود؟ 17اگر تمام بدن چشم بود، چگونه می توانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش بود، چگونه می توانست ببوید؟ 18در حقیقت خدا جای مناسبی را به همه اعضای بدن طبق اراده خود بخشیده است. 19اگر تنها یک عضو بود، بدنی وجود نمی داشت! 20امّا در واقع اعضاء بسیار است، ولی بدن یکی است. 21پس چشم نمی تواند به دست بگوید: «محتاج تو نیستم.» یا سر نمی تواند به پا بگوید: «به تو نیازی ندارم.»

22برعکس، اعضایی که به ظاهر ضعیفند وجودشان بیش از همه ضروری است؛ 23و اعضایی را که پست می شماریم، با دقّت بیشتری می پوشانم و آن قسمت از اعضای بدن خود را که زیبا نیستند، با توجّه خاصّی می آراییم، 24حال آنکه اعضای زیبای ما به چنین آرایشی احتیاج ندارد. آری، خدا اعضای بدن را طوری به هم مربوط ساخته که به اعضای پست تر بدن اهمیت بیشتری داده می شود. 25تا به این ترتیب در بین اعضای بدن ناهماهنگی به وجود نیاید، بلکه تمام اعضاء نسبت به یکدیگر توجّه متقابل داشته باشند.26اگر عضوی به درد آید، اعضای دیگر در درد آن عضو شریک هستند. همچنین اگر یکی از اعضاء مورد تحسین واقع شود، اعضای دیگر نیز خوشحال خواهند بود. 27باری، شما جمعاً بدن مسیح و فرداً فرد عضوی از اعضای بدن او هستید. 28مقصودم این است که خدا در کلیسا اشخاص معیّنی را به شرح زیر قرار داده است: اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلّمین و بعد از اینها معجزه کنندگان و شفادهندگان و مددکاران و مدیران و آنانی که به زبانهای مختلف سخن می گویند. 29آیا همه رسول یا نبی یا معلّم هستند؟ آیا همه معجزه می کنند؟ 30یا قدرت شفا دادن دارند؟ آیا همه به زبانها سخن می گویند؟ یا همه زبانها را ترجمه می کنند؟ 31پس با اشتیاق خواهان بهترین عطایا باشید و اکنون بهترین راه را به شما نشان خواهم داد.

مقدمه – کلیسا بعنوان یک سازمان

متاسفانه امروزه فعالیت بسیاری از کلیساها بصورت یک سازمان درآمده است. نویسنده ای میگوید که اگر کلیسا به یک تشکلیات سازمانی تبدیل شود، آنگاه باید اعتراف نمود که از مسیحیت بسیار فاصله گرفته.

شاید پذیرش این مطلب مشکل باشد اما حقیقت دارد، به طوریکه با مطالعۀ تاریخ کلیسا درخواهیم یافت که، امروزه بیش از هر زمانی، کلیسا به شباهت یک سازمان تشکلیاتی درآمده است. کافیست قدری به دور و بر خود در کلیسا نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که این مطلب دور از واقعیت نیست.

برخی تنها انگیزۀ آمدنشان به کلیسا دوست یابی، آموزش زبان، آموزش موسیقی، تجارت، کاریابی، ورزش، پیدا کردن یک همسر خوب، ارائۀ انواع کارهای هنری مثل خوانندگی، نوازندگی، سُرائیدن اشعار، بازیگری در تاتر، آشپزی، خیاطی،  ایجاد نمایشگاه هایی از تابلوهای نقاشی، گل آرائی، … امور مهاجرتی، مسائل ارزی و غیره میباشد.

در صورتیکه، هدف خدا از تشکیل کلیسا هیچگاه این نبوده که تبدیل به یک سازمان دنیوی با انگیزه های تجاری یا هنری شود.

امروزه برخی از کلیساها درآمدهای هنگفتی از تجارت بدست می آورند.حتی جذب مردم و کشاندن آنها به کلیسا با انگیزه های غلط صورت می گیرد، که البته کار بسیار اشتباهی است.

ماموریت کلیسا این نیست که با استخدام عده ای حرفه ای برای گروهی تماشاچی برنامه هایی در عرض هفته اجرا کند. به عبارتی، در چنین کلیساها، اعضا، مصرف کننده یا شرکت کننده در برنامه ها می باشند و برای اینکار حق عضویتی تحت عنوان ده یک و هدایا، نیز پرداخت می کنند.

البته، امروزه اکثر مردم، بخاطر مشغله و گرفتاری های زیادی که در عرض هفته دارند، اصلاً علاقه ای به وقف شدن و مشارکت در کاری را ندارند، بیشتر می پسندند که تماشاچی باشند و در برنامه های سرگرم کننده شرکت کنند. این طرز تفکر و تمایلات غلط و سمَی، حتی افکار اعضای کلیسا را آلوده کرده است.

هدف خدا از تشکیل کلیسا، نه تنها تشکیل یک سازمان تشکیلاتی، بلکه حتی ایجاد یک باشگاه یا مرکز خدمات اجتماعی نیز نبوده و نیست.

 حالا ممکن سوال کنید که، پس کلیسا چیست؟

کلیسا یک موجود زنده است

کلیسا یک موجود زنده است. همانطور که بین یک اتومبیل و یک شخص تفاوتهای هست، بین یک سازمان و یک موجود زنده بعنوان کلیسا نیز، تفاوتها زیادی وجود دارد. اگر چه ماشین از قطعات مختلف تشکیل شده، اما زنده نیست.

عهدجدید معمولاً کلیسا را به یک موجودات زنده مثل شاخه، عروس، گله، گوسفندان، تاکستان و غیره تشبیه می کند. در افسسیان 2 و رومیان 8 کلیسا را به یک خانواده تشبیه شده، که مسیحیان، پسرانش آن می باشند و خدا را، ابا یعنی پدر خطاب می کنند.

اما از میان تشبیه هایی که در رسالات مختلف برای کلیسا بکار گرفته شده، بدن مسیح، زیباترین آن می باشد که در اول قرنتیان 12:12 در این رابطه چنین می گوید.

اول قرنتیان 12:12 زیرا چنانکه بدن یک است و اعضای متعدّد دارد و تمامی اعضای بدن اگرچه بسیار است یکتن می باشد، همچنین مسیح نیز می باشد.

پولس در اینجا کلیسا را به یک بدن با اعضای متعدد تشبیه کرده که حیات جاودانی اش را از خدا دریافت می کند.

اشارۀ پولس به دلیل فردگرایی و هرج و مرج حاکم بر کلیسای قرنتیان بود. بطوریکه با اعمال جسمانی شان همه امور روحانی را به انحراف کشیده بودند. در مراسم عشا ربانی پر خوری می کردند. جلسات عبادتی شان کاملاً از حالت عادی خارج شده بود.

از این جهت، پولس با تشبیه کلیسا بعنوان بدن می خواهد به آنها بفهماند که چقدر از آنچه باید باشند فاصله گرفته اند.

پولس در تشبیه بدن در آیات12 الی 26 (اول قرنتیان 12) سعی دارد که اعضای کلیسای قرنتس را به این حقیقت متوجه کند که آنچه آنها را نزد خدا مقبول می سازد، انجام یک سری کارهای نمایشی تحت عنوان عطایای روحانی نیست. ایماندارانِ واقعی نباید به خاطر نداشتن یک سری امتیازات ظاهراً روحانی که در کلیسای قرنتیان معمول بود، کمبودی احساس کنند. پولس رسول در این بخش از آیات، با شباهت هایی که یک کلیسای واقعی با بدن دارد، سعی دارد ایمانداران را متوجه یک سری اصول و قواعد کاربردی کند.

بدن و کلیسا شباهتهای زیادی به هم دارند. بعنوان مثال، هر دو زنده می باشند و اگر بخش یا عضوی از آنها آسیب ببیند روی سایر اعضای آن نیز تاثیر گذار میباشد. به عبارتی، تمام اعضا به هم وابسته و متصلند.

بیائید این تشبیه زیبا، یعنی بدن را که پولس رسول از آیات 12 الی 26 به آن پرداخته مطالعه کنیم و بعد، از آیۀ 27 به مطالب کاربردی آن بپردازیم.

چهار اصل حیاتی در تشبیه کلیسا بعنوان بدن

پولس تشبیه خود را با چهار موضوع مطرح می کند که از این قرارند: 1) اتحاد، 2) گوناگونی، 3) حاکمیت و 4) هماهنگی.

پس بیائید با همین ترتیب، به بررسی موضوعات بپردازیم. اولین موضوع اتحاد می باشد که پولس در اول قرنتیان 12 : 12 و 13 به آن چنین اشاره می کند.

1) اتحاد

اول قرنتیان 12:12-13 زیرا چنانکه بدن یک است و اعضای متعدّد دارد و تمامی اعضای بدن اگرچه بسیار است یکتن می باشد، همچنین مسیح نیز می باشد. زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتم، خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد و همه از یک روح نوشانیده شدیم.

در برنامۀ گذشته به تفصیل موضوع یگانگی و اتحاد را بررسی کردیم، بنابراین در اینجا، فقط بطور خلاصه از آن عبور خواهیم کرد.

پولس به سادگی در این تشبیه می گوید، همانطور که جسم آدمی، با وجود داشتن اعضای متفاوت، یک بدن واحد  است، اعضای کلیسا که متفاوت می باشند نیز، از یک روح نوشانیده شده، با یک روح تعمید روح القدس یافته، از یک روح تولد تازه یافته و در یک روح زندگی می کنند.

افسسیان 15:2 و عداوت یعنی شریعت احکام را که در فرایض بود، به جسم خود نابود ساخت تا که مصالحه کرده، از هر دو یک انسان جدید در خود بیافریند.

شریعتِ احکام باعث جدایی بین یهودیان و غیر یهودیان شده بود اما عیسی مسیح به جسم خود یعنی با کفاره ای که بر صلیب گذراند توانست از این دو گروه متخاصم، یک انسان جدید بی آفریند. در اینجا واژه یونانی kainos که به فارسی جدید“، ترجمه شده، که از لحاظ کیفی مفهوم دارد کلمۀ دیگری که در یونانی جدید معنی میدهد neos است که نو بودن“، از لحاظ زمانی، معنی می دهد.

بنابراین، خدا در تولد تازه از یهود و غیر یهود، یک انسان جدید با کیفیتی کاملاً متفاوت خلق نموده است، بطوریکه هر دو یک می باشند.

همین مطلب را در رسالات دیگر نیز مشاهده می کنیم.

افسسیان 4:4 یک جسد هست و یک روح، چنانکه نیز دعوت شده اید در یک امیدِ دعوت خویش. یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید؛ یک خدا و پدر همه که فوق همه و در میان همه و در همه شما است. (ترجمۀ کلاسیک)

غلاطیان 28:3 هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زیرا که همه شما در مسیح عیسی یک می باشید. (ترجمۀ کلاسیک)

رومیان 12:10-14 زیرا که در یهود و یونانی تفاوتی نیست که همان خداوند، خداوند همه است و دولتمند است برای همه که نام او را می خوانند. زیرا هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده اند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیده اند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟  (ترجمۀ کلاسیک)

یوحنا 20:17 و نه برای اینها فقط سؤال می‌کنم، بلکه برای آنها نیز که به‌وسیله کلام ایشان به من ایمان خواهند آورد. (ترجمۀ کلاسیک)

عیسی مسیح در باغ جتسیمانی در دعا از پدر می خواهد که ما ایمانداران به او، همه یک باشیم و در تحقق آن، میبینیم که روح القدس در روز پنطیکاست بر شاگردان نازل می شود و همه از لحاظِ استقراری در مسیح یک می گردیم.

دقت داشته باشید که ما مسیحیِ منفرد و تنها نداریم. بعبارتی کسی که خارج از بدن است نمی تواند مسیحی باشد. حتی ایماندار شناور، سرگردان و بلاتکلیف وجود ندارد. شخص یا در مسیح است یا نیست. همۀ ما در مسیح یک هستیم. در مسیح درجه بندی، رتبه بندی یا حتی از لحاظ مسئولیتی با اهمیت و کم اهمیت نیز نداریم. همه در مسیح به یک اندازه و ارزش در خداوند هستیم.

بسیاری از مسیحیان بخاطر عدم درک این اصل، یعنی اصل اتحاد و یگانگی همۀ مسیحیان در بدن، زندگی شان را با سرخوردگی و افسردگی بسر می برند.

دومین اصلی که پولس در سخنانش به آن اشاره می کند گوناگونی است.

2) گوناگونی

آیا می دانستید که برای ایجاد به گوناگونی نیاز داریم؟ فکرش را بکنید که در یک کارخانۀ تولید اتومبیل یکدفعه کارمندان تصمیم بگیرند که همه با هم متحد شده فقط یک کار را انجام دهند. اگر چنین شود آنوقت سایر قطعات ماشین تولید نمیشود و در نهایت در کارخانه هرج و مرج شده کار تعطیل خواهد شد.

این واقعیت در رابطه با کلیسا نیز صادق است. خوشبختانه خدا ما را مثل جوجه اردکهای پلاستیکی، یک شکل خلق نکرده. هر کدام از ما، مثل اعضای مختلف بدن، با هم تفاوت داریم و از نظر کار، مسئولیت، استعداد و بسیار ویژگیهای دیگر با هم فرق می کنیم. پولس رسول در آیات 14 الی 17 به این مسئله، این گونه اشاره میکند.

اول قرنتیان 14:12-17 بدن از یک عضو ساخته نشده بلکه شامل اعضای بسیار است. اگر پا بگوید: «چون دست نیستم به بدن تعلّق ندارم.» آیا به خاطر این حرف، دیگر عضو بدن نیست؟ یا اگر گوش بگوید: «به علّت اینکه چشم نیستم به بدن متعلّق نیستم.» آیا به این دلیل دیگر عضو بدن محسوب نمی شود؟ اگر تمام بدن چشم بود، چگونه می توانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش بود، چگونه می توانست ببوید؟  (ترجمۀ کلاسیک)

در بدن باید بخشهای مختلف با کاربردهای متفاوت وجود داشته باشد. یک تیم فوتبال را در نظر بگیرید. هر کدام از بازیکنان در جایگاه خاص خود ایفای نقش و بازی میکنند. مثلاً برخی جلو بازی میکنند و بعضی دیگر در پشت گروه. حال تصورش را بکنید که یکروز اعضای تیم نزد مربی شان آمده بگویند که ما تصمیم گرفته ایم که همه متحد باشیم و به همین دلیل همۀ ما تصمیم گرفتیم که گُلر باشیم. مربی با شنیدن این پیام حتماً بسیار ناراحت خواهد شد.

یکی از مشکلات کلیسای قرنتس این بود که همه می خواستند نبوت کنند، یا همه به دنبال تکلم به زبان ها بودند.

اول قرنتیان 29:12 آیا همه رسول هستند، یا همه انبیا، یا همه معلمان، یا همه قوّات؟

بدن آدمی اگر کامل است به خاطر این است که دارای اعضای مختلف با ویژگی های متفاوت میباشد. اگر هر کدام از ما جای خود را در این بدن ندانیم و به اشتباه به کار دیگری غیر از آنچه خدا ما را برای آن خوانده مشغول شویم مسلماً کلیسا را دچار اشکال خواهیم ساخت.

اگر امروز کلیسای خدا در بسیاری از جای ها به مشکلات حاد دچار شده دلیلش این است که اعضای آن به وظایف خود عمل نمیکنند و هر کس ، بجای آنچه خدا به او محول کرده، می خواهد کار خودش را انجام دهد.

تصورش را بکنید که ما در کلیسا به یک دکتر دندان پزشک بگوئیم که برادر یا خواهر بفرما از جلسۀ بعد شما موعظه کنید و اجازه بدهید من به جای شما در مطب مدتی را به دندانپزشکی مشغول شوم. یا اینکه برای تنوع کار جای یک مکانیک و نوازندۀ کلیسا را با هم عوض کنیم.

متاسفانه علاوه بر مشکلات زیادی که کلیسای خداوند را تهدید میکند این گونه ناهنجاری، ناهماهنگی و بی نظمی ها نیز به آن ها افزوده شده.

با توجه به این مسئله، می توان نتیجه گرفت که دلیل اصلی اینکه  کلیسا به جای یک موجود زنده تبدیل به یک سازمان یا باشگاه می شود این است که هیچ کس در جای خود نیست و هر کس بجای کاری که خدا ازشان میخواهد به کاری که دلش میخواهد مشغول می شود.

فرق یک عضو تولدتازه یافته در کلیسا با کسی که میخواهد از روی علاقه به کلیسا کمک کند و به او مسئولیت سپرده می شود مثل یک دست واقعی با یک دست مصنوعی است.

گوناگونی، یک مسئلۀ اتفاقی نیست. خدا هیچ گاه بطور ناگهانی از آسمان عطایایش را رها نمی کند تا بعد ببیند کجا می افتد. عطایا هیچگاه بطور تصادفی اعطا نمی شوند. همان طور که قبلاً بطور مفصل بررسی کردیم وقتی اعضای کلیسا هر کدام از روی وظیفه شناسی و شناخت، مشغول خدمت می باشند خدا نیز عطایایش را در آنها شکوفا می سازد.

یکی از شبانان موفق می گفت سالها پیش به اعضای کلیسایش گفت که اگر منتظرید تا به شما خدمت یا مسئولیتی داده شود بیهوده است. اگر میخواهید کاری انجام دهید مشغول به کار شوید و بعد از اینکه خادمین متوجه وفاداری شما شدند آنگاه به شما مسئولیت خدمت محول خواهند کرد.

یک روز خانمی نزد شبان کلیسایش رفت و گفت که من عطای تعلیم دارم اگر ممکنه ازتون خواهش کنم ببینید که آیا در کلاس های یکشنبه نیاز به معلم دارند تا بتوانم آنجا مشغول خدمت شوم. کشیش در پاسخ به او گفت، آیا در همسایگی تان بچه هایی هستند که به سن آموزشی شما بخورند؟ خانم گفت بله!

آنوقت کشیش گفت: پس مشغول شوید و خدمت آموزش را از آنجا شروع کنید.

برخی دیگر به همان شبان گفتند که من عطای تعلیم دارم اما کلاسی نیست که بتوانم در آن مشغول به آموزش بشوم. پاسخ او به آنها همیشه این بوده که یک نفر را پیدا کن که از شما کمتر میداند و به او تعلیم بده.

خدا از همین کارهای کوچک هست که به آنها خدمات بزرگ تر واگذار می کند. رشد خدمتی مثل رشد روحانی، تدریجی است. فراموش نکنید که ما بدن مسیح هستیم و یکی از ویژگی های اعضای بدن، رشد تدریجی است.

پس گوناگونی در کلیسا یک مسئلۀ اتفاقی نیست، بلکه نتیجۀ طرح زیبای خداست. همه مثل هم نیستیم، اما همه دارای عطایای مختلف می باشیم. هیچ کس در کلیسا نیست که عطایی نداشته باشد.

علاوه بر اتحاد و گوناگونی، نکتۀ سومی که پولس به آن اشاره می کند حاکمیت خداست.

3) حاکمیت خدا

برای شرح این بخش سه آیۀ 18  و 24  و 28 را در نظر میگیریم.

اول قرنتیان 12 : 18 و 24 و 28 لکن الحال خدا هر یک از اعضا را در بدن نهاد بر حسب اراده خود. … لکن اعضای جمیله ما را احتیاجی نیست، بلکه خدا بدن را مرتّب ساخت بقسمی که ناقص را بیشتر حرمت داد، … و خدا قرار داد بعضی را در کلیسا: اوّل رسولان، دوّم انبیا، سوم معلّمان، بعد قوّات، پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر و اقسام زبانها.

 در اینجا پولس به خدا، یعنی خالقی که بدن را آفریده اشاره میکند. اولین نتیجه ای که می توانیم از این آیات بگیریم این است که چون پولس رسول خدا را خالق بدن آدمی می دانست، فرضیۀ تکامل را قبول نداشت.

علاوه بر این، او میگوید که خدا نه تنها خالق بدن است بلکه طراح آن نیز میباشد. بطوریکه هر عضوی را مسئولیتی بخشیده، که به طرز بی نظیری آن را رعایت میکند. اگر چه بدن یک میباشد اما خدا هر عضوی را بطور منحصر به فردی خلق کرده و برای منظور و هدف خاصی در بدن قرار داده است.

نکتۀ مهمی که در آیۀ 24 می باشد، این است که خداست که بدن را مرتب میسازد، و اوست که تشخیص می دهد چه کسی باید چه عطایی داشته باشد. بنابراین، ما عطایایمان را انتخاب نمیکنیم. اما اعضای کلیسا قرنتیان طوری رفتار میکردند که انگار هر کس میتوانست خودش عطایش را انتخاب کند و به کار گیرد.

اول قرنتیان 18:12 چنین میگوید:

اول قرنتیان 18:12 لکن الحال خدا هر یک از اعضا را در بدن نهاد بر حسب اراده خود.

ترجمۀ هزارۀ نو: امّا حقیقت این است که خدا اعضا را آن‌‌گونه که خود می‌خواست، یک به یک در بدن قرار داد.

از آیۀ فوق در می یابیم که خدا بنا به ارادۀ خود هر شخص مسیحی را در بدن قرار می دهد.

بنابراین اگر شخصی دارای عطایی می باشد، دلیلش این است که خدا اراده نموده که آن را داشته باشد. خدا دقیقاً ما را این گونه آفریده، بنابراین هیچ کس نباید نسبت به عطایی که دارد یا حتی ندارد شکایت کند. ناراضی بودن یا اعتراض به عطایا، توهین به طرح و نقشۀ الهی است.

رومیان 20:9-21 به چنین افراد این گونه اشاره می کند.

رومیان 20:9-21 تو کیستی ای انسان که با خدا معارضه می کنی؟ آیا مصنوع به صانع می گوید که چرا مرا این چنین ساختی؟ یا کوزه گر اختیار بر گل ندارد که از یک خمیره ظرفی عزیز و ظرفی ذلیل بسازد؟ (ترجمۀ کلاسیک)

پس، میتوان نتیجه گرفت که افتخار روحانی شامل کسانی نیست که دارای خدمات نمایشی دارند یا به اصطلاح دارای عطایای مهم تر میباشند. بلکه این افتخار شامل حال همۀ مسیحیان است زیرا خدا آنها  را مطابق با ارادۀ خود ساخته است.

ما ایمانداران نه تنها در مسیح خلقت تازه یافته ایم بلکه خدا به هر یک از ما توانایی هایی بخشیده تا بتوانیم با آنها بدن مسیح را خدمت کنیم. قانع نبودن به آنچه خدا ما را برای آن ساخته ناشکری و ناسپاسی به خداست.

انگیزۀ این گونه افراد، که خودخواهانه در طلب عطایای برترند، معمولاً ناشی از غرور و ارضای نفس شان می باشد.

پولس همین واژۀ برحسب ارادۀ خود را که در آیۀ 18 استفاده کرده در عبرانیان 4:2 نیز استفاده نموده و می گوید که خدا بر حسب ارادۀ خود انواع قوات و عطایای روح القدس را از دست رسولان صادر می کرد.

 عبرانیان 3:2-4 پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم؟ که در ابتدا تکلّم به آن از خداوند بود و بعد کسانی که شنیدند، بر ما ثابت گردانیدند؛ در حالتی که خدا نیز با ایشان شهادت می داد به آیات و معجزات و انواع قوّات و عطایای روح القدس برحسب اراده خود.

پس، اهدای عطایا، همیشه به ارادۀ خدا بستگی دارد. اول قرنتیان 11:12 و رومیان 3:12 نیز این موضوع را تائید می کنند.

رومیان 3:12 به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است. (ترجمۀ کلاسیک)

اول قرن 11:12 لکن در جمیع اینها همان یک روح فاعل است که هر کس را فرداً بحسب اراده خود تقسیم میکند. (ترجمۀ کلاسیک)

پولس در تشبیه بدن در اول قرنتیان 11:12 نتیجه گیری می کند که جمیع اینها یعنی تمام این عطایا فقط توسط روح القدس تقسیم بندی می شوند.

بنابراین، جایی برای انگیزه های خودخواهانه و خود محورانه باقی نمی گذارد. به عبارتی هر کس باید هر عطایی که از خدا یافته است را با شکرگزاری برای جلال خدا به کار گیرد.

پولس در آیۀ 24 نیز میگوید که خدا بدن را مرتب ساخت. واژه ای که در اینجا مرتب ترجمه شده در اصل یونانی به مفهوم اختلاط می باشد. مثل این میماند که خدا مثل یک نقاش هنرمند از اختلاطی از رنگها یک تابلوی بسیار زیبا می آفریند. بنابراین، خدا نه تنها تعیین کنندۀ نوع عطاست، بلکه او از مجموعی از عطایا برای ما عطای مناسبی را طراحی می کند.

قبلاً در این رابطه مثال یک نقاش را آوردیم که بر روی صفحۀ رنگش چند رنگ اصلی را گذاشته و با کاردک و قلم از اختلاط رنگهای اصلی رنگهای دیگر را تولید می کند. کار خدا در ایمانداران نیز به همین طور است. نکتۀ جالب اینجاست که خدا نه تنها اختلاطی از عطایا را به ما می بخشد، بلکه ما را در کنار ایمانداران دیگر قرار می دهد تا بتواند بر بوم نقاشی اش، چهرۀ او را ظاهر کنیم. حال تصورش را بکنید که این رنگها اگر زنده و مستقل بودند چه آشوبی در کلیسا می شد. ناگهان برخی از رنگ ها می گفتند که من اینجا را دوست ندارم و میخواهم خودم را به جای دیگری منتقل کنم. که البته نهایت خودخواهی چنین افرادی را می رساند.

البته، خدا را شکر که واقعیت اینطور نیست، بلکه در همه شرایط خدا در کنترل است. او سر کلیساست و خوب می داند چگونه آنرا تجهیز و رهبری کند. تقسیم کار خدمت، و تجهیز آن توسط خدا انجام می گردد.

نتیجۀ امر این است که خدا در حاکمیت مطلق خود تمام این کارها را انجام می دهد. مطالعۀ کتاب اعمال رسولان به ما نشان میدهد که خدا چگونه توسط روح القدس رسولان را برای امر بشارت و رهبری کلیسا کمک نمود.

بنابراین خدا در حاکمیت خود رهبران را انتخاب می کند و برای کارهای گوناگون به آنها عطایا می بخشد. البته فراموش نکنید که هر ایمانداری در کلیسا دارای عطایای منحصر به فرد خود می باشد. در مسیح شخص بدون عطا نداریم. همه در یک بدن متحد می باشیم، اما در عین حال، هر کدام از ما بخاطر عطایایی که داریم دارای ویژگی های خاص خود  هستیم. پس این گوناگونی لازمۀ اتحاد در کلیساست.

علاوه بر اتحاد، گوناگونی و حاکمیت خدا چهارمین ویژگی ای که پولس در این بخش از سخنانش به آن اشاره دارد، اصل هماهنگی است.

4) اصل هماهنگی (آیات 12و13)

کلیسای قرنتیان اتحاد و هماهنگی را تجربه نکرده بودند به همین خاطر است که پولس در 10:1 از آنها خواهش میکند که یک فکر و یک رای باشند.

اول قرنتیان 10:1 لکن ای برادران از شما استدعا دارم به نام خداوند ما عیسی مسیح که همه یک سخن گویید و شقاق در میان شما نباشد، بلکه در یک فکر و یک رأی کامل شوید.

از آیات 12 و 13 در می یابیم که در کلیسای قرنتس تفرقه و دسته بندی شدید وجود داشت.

پولس در باب 3 بخاطر نزاعی که در بینشان بود آنها را جسمانی می خواند. در باب 4 آیۀ 7 میخوانیم که اعضای این کلیسا نسبت به همدیگر فخر فروشی داشتند و در باب شش از یکدیگر به دادگاه شکایت میکردند و نسبت به هم تلخی، غیض و انتقام جویی داشتند.

در باب 8 از آزادی که در مسیح داشتند سوء استفاده کرده همدیگر را فریب می دادند.

در باب 11 شام خداوند را به افتضاح کشیده بودند و با پرخوری و خودخواهی که داشتند مراسم عشا را بی حرمت کرده بودند. بنابراین در این کلیسا همه چیز به غیر از اتحاد و یگانگی بود.

وقتی به باب 12 میرسیم میبینیم بجای اینکه ایمانداران کلیسای قرنتس، عطایای خود را برای خدمت به یکدیگر بکار بگیرند در عوض آنها را وسیله ای برای فخر فروشی قرار داده بودند. بطوریکه بعضی با عطایای ظاهراً مهمتری داشتند خود را از دیگران بهتر می دانستند و از طرف دیگر آنهائیکه عطایای کم ارزش تری داشتند، از وضعیت خود ناراضی بوده، در پی عطایای مهم تر بودند که در نهایت به عطایای بت پرستان، که جعلی و دروغین بودند روی آوردند.

پس، اتحاد و یگانگی در بین این گونه افراد اصلاً جایی نداشت.

یکی دیگر از مشکلات این کلیسا این بود که همه بدنبال یک سری عطا بودند. مثلاً همه میخواستند به زبانها حرف بزنند یا همه میخواستند نبوت کنند و در نتیجه اصل گوناگونی بین آنها وجود نداشت.

از آنجائیکه خود تعیین کنندۀ عطایایشان بودند، حاکمیت خدا زیر سوال می رفت. پس چون سه اصل بالا را زیر پا گذاشته بودند به خودی خود مورد چهارم یعنی هماهنگی نیز در بین ایشان وجود نداشت.

از این جهت، پولس رسول در آیۀ 15 به مسئلۀ هماهنگی می پردازد و بحث خود را از دو زاویه مطرح می کند.

مفهوم هماهنگی در آیۀ 15

اول اینکه از دید اشخاصی سخن میگوید که خود را بی ارزش میدانند و به کسانیکه عطایای نمایشی دارند غبطه می خورند..

دوم اینکه از دید اشخاصی که دارای عطایای نمایشی هستند و خود را از سایرین بالاتر میدانند، موضوع را مطرح می کند.

مورد اول اشخاصی هستند که خود را فریب خورده می دیدند. به تصور آنها، خدا با بخشش عطایای کم ارزش تر، برایشان به اصطلاح کم گذاشته و آنها را از دیگران بی ارزش تر دانسته. چون ظاهراً آنچه را که به دیگران داده از آنها دریغ داشته است.

پولس رسول در آیۀ 15 در این رابطه چنین میفرماید.

آیۀ 15 اگر پا گوید چونکه دست نیستم از بدن نمی باشم، آیا بدین سبب از بدن نیست؟

پولس این گروه افراد را پا می نامد. پا در بدن چنان عضو زیبا و دوست داشتنی ای نیست. معمولاً مردم پاهایشان را میپوشانند. بخصوص آنهائیکه در زمان مسیح زندگی می کردند. نقل و انتقال مردم عادی در آن زمان، معمولاً پیاده انجام می شد. راه ها بسیار کثیف و خاکی بود و به این جهت پا عضو زیبایی به حساب نمی آمد.

منظور پولس این است که هیچ ایمانداری با شکایت و ناراضی بودن یا احساس ناشایست بودن نباید از زیر بار مسئولیتی که خدا به او سپرده، شانه خالی کند.

اگر خدا تعیین کند که کسی در کلیسا پا باشد، آن شخص باید به وظیفه خود عمل کند. ایماندار حق ندارد از وضعیت خود نزد خدا شکایت کند و به صرف نارضایتی، از مسئولیت هایش شانه خالی کند.

متاسفانه برخی کلیساها با تعالیم غلط در اعضایشان این تصور غلط را ایجاد می کنند، که برخی از عطایا یا خدمات در کلیسا نسبت به سایر خدمات کلیسایی برتر هستند و خدا از مسیحیان می خواهد که در پی آن ها باشند.

به آیۀ 16 توجه کنید:

اول قرنتیان 12 : 16 یا اگر گوش بگوید: «به علّت اینکه چشم نیستم به بدن متعلّق نیستم. آیا به این دلیل دیگر عضو بدن محسوب نمی شود؟ (ترجمۀ کلاسیک)

بنابراین، عطای ما هر چه که باشد، در نظر خدا با ارزش و مورد نیاز است. به همین دلیل، خدا آنرا به ما هدیه کرده. از این جهت پولس در ادامۀ سخنانش در آیۀ 17 چنین می گوید:

اول قرنتیان 12 : 17 اگر تمام بدن چشم بود، چگونه می توانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش بود، چگونه می توانست ببوید؟

در اول قرنتیان 4:13 میخوانیم که در محبّت حسادت و خودبینی و تکبّر نیست. بنابراین ایمانداران حق حسادت نسبت به وظائف یکدیگر را ندارند. هر ایماندار دارای عطایای منحصر بفردی است، که هم خود، و هم دیگران به آن وابسته میباشند.

پولس در آیات 18 و 19 نتیجه گیری جالبی میکند.

اول قرنتیان 12 : 18 و 19 اما خدا ما را به اینصورت خلق نکرده است. او برای بدن ما اعضای گوناگون ساخته و هر عضو را درست در همانجایی که لازم می دانست، قرار داده است. اگر بدن فقط یک عضو می داشت، چقدر عجیب و غریب می شد! (ترجمۀ تفسیری)

نتیجۀ وابستگی

نتیجه گیری که پولس از آیات 15 الی 20 می گیرد این است که، ایماندار باید متوجه ارزش واقعی خود در مسیح باشد. بطوریکه هر مسیحی در کلیسای خداوند جایگاه ویژه ای دارد و باید بداند که خدا او را در آنجا قرار داده، و به او نیاز دارد. از این جهت، آیات 21 الی 25 به وابستگی بین اعضای بدن نسبت به هم، اشاره شده.

بطوریکه می گوید هر کدام از اعضای کلیسا، به نوعی به دیگری وابسته اند و بدون وجود آنها، بدن کامل نیست. به عنوان مثال: در آیۀ 21 میگوید که چشم نمی تواند به دست بگوید که به تو احتیاج ندارم. پولس از تک تک اعضای بدن اسم می برد او به پا، دست و چشم اشاره می کند و می گوید، این اعضا به تنهایی کاربرد ندارند، بلکه در هماهنگی با هم عمل می کنند و به یکدیگر وابسته اند.

پولس میخواهد اعضای کلیسا به اهمیت وابستگی شان به هم پی ببرند. اگر چه بدن قادر است بدون چشم، پا و دست زنده بماند، اما اعضای دیگری هستند که بدون آنها بدن حیاتش را از دست می دهد.

این اعضا همان اعضای مخفی بدن ما هستند. در آیۀ 23 میخوانیم:

اول قرنتیان 12 : 23 ما همچنین آن اعضایی را که زشت و بی ارزش به نظر می آیند، مورد مراقبت بیشتر قرار می دهیم و آنها را بدقت می پوشانیم. (ترجمۀ تفسیری)

بعبارتی، باید به کسانی که در کلیسا حضورشان اگر چه در جمع بسیار دیده نمی شود، توجه کنیم چون حضورشان بسیار حیاتی است.

بنابراین پولس به هر دو جنبۀ مسیحیان، یعنی اول نقش و اهمیت حیاتی شان در بدن، و دوم وابستگی آنان به سایر اعضا، اشاره می کند.

تا اینجا به بررسی تشبیهی که پولس از کلیسا به عنوان بدن کرد پرداختیم. حال از آیۀ 26 کاربرد تشبیه بدن را مطالعه می کنیم.

اربرد تشبیه بدن

آیۀ 27 چنین می گوید:

اول قرنتیان 12 : 27 امّا شما بدن مسیح هستید و فرداً اعضای آن می باشید.

منظور پولس در اینجا دقیقاً چیست؟ آیا او می گوید که ای کلیسای قرنتس شما بدن مسیح را تشکیل می دهید و سایرین خارج از این بدن هستند؟ خیر، واضح است که در اینجا پولس نه به کلیسای جهانی، بلکه فقط به کلیسای محلی اشاره دارد.

این جملۀ پولس بسیار تشویق آمیز است. او در واقع به کلیسای قرنتیان می گوید شما به عنوان یک کلیسای محلی میتوانید پُری مسیح را در همان منطقه ای که هستید تجربه کنید.

پولس جلوتر، یعنی اول قرنتیان 7:1 به آنها می گوید که در هیچ بخشش یا عطای روحانی ای، ناقص نیستید، به عبارتی خدا در رابطه با عطایای روحانی برای شما کم نگذاشته است.

این کلمات تشویق کنندۀ پولس بسیار باعث تقویت و حتی بیداری بعضی از اعضای کلیسای قرنتیان شد. به طوریکه در رسالۀ دومش هیچ اشاره ای به سرزنش ها به چشم نمی خورد.

علاوه بر تشویق آمیز بودن آیۀ 27،

آیۀ 27، علاوه بر لحن تشویق آمیزش جنبۀ دستوری نیز دارد.

پولس با بیان امّا شما بدن مسیح هستید و فرداً اعضای آن می باشید.“، به گونه ای بر آنها حکمی صادر می کند. به عبارتی، به آنها می گوید، الان وقت آن رسیده که با این حقیقت روبرو شوید و بر آنچه که باید باشید رفتار کنید.

مثل این می ماند که بگوید، من الان دارم با بدن مسیح سخن میگویم، و شما آن هستید. این یگانگی و اتحادی که از آن سخن گفتم به شما تعلق دارد.

خدا شما را بوسیلۀ تعمید روح القدس، یک گردانید و در عین حال به توسط همان روح به شما عطایای گوناگون بخشید تا یکدیگر را خدمت کنید.

خدا تمام این کارها را با طرح و ارادۀ خود در حاکمیتش برایتان انجام داد.

و در آیۀ 28 ادامه میدهد.

اول قرنتیان 28:12 و خدا قرار داد بعضی را در کلیسا: اوّل رسولان، دوّم انبیا، سوم معلّمان، بعد قوّات، پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر و اقسام زبانها.

که البته ما این آیه را در برنامه های چهارم و پنجم، تحت عنوان افرادی که دارای عطایا هستند، بطور مفصل مطالعه کردیم.

پولس در آیات 29 و 30 میگوید:

اول قرنتیان 12 : 29 و 30 آیا همه رسول هستند، یا همه انبیا، یا همه معلمان، یا همه قوّات؟ یا همه نعمتهای شفا دارند، یا همه به زبانها متکلّم هستند، یا همه ترجمه می کنند؟

پولس با مطرح کردن این مطلب، به کلیسا اعلام می کند که، با در نظر گرفتن حقایقی که در تشبیه بدن بیان کردم وقت آن است که خود را تسلیم خدای زنده و حاکم بکنید، و اجازه بدهید که روح القدس به توسط عطایایش در شما کار کند. بعبارتی بار دیگر، به گونه ای متفاوت مخاطبینش را به آنچه شرح داده بود، با سه مسئله 1) اتحاد و یگانگی 2) گوناگونی و 3) حاکمیت خدا روبرو می کند، و در نهایت، با آیۀ 31، نتیجه گیری می کند و چنین می گوید:

آیۀ 31 نتیجۀ نهایی است. پولس در این آیه چنین میگوید.

اول قرنتیان 12 : 31 لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید و طریق افضل تر نیز به شما نشان می دهم. (ترجمۀ کلاسیک)

این آیه بسیار مورد سوء تعبیر و سوء تفسیر قرار گرفته. ظاهراً بنظر میرسد که پولس از اعضای کلیسا میخواهد که در طلب عطایای برتر باشند. اما اگر اینطور بود تمام تفسیری که تا به الان کردیم زیر سوال می بود.

غیر ممکن است که پولس 30 آیه تعلیم بدهد که به عطایایی که خدا به شما داده قانع باشید و بعد یک دفعه آنها را تشویق کند که حال به دنبال عطایای بهتر باشید.

توجه کنید که پولس در بخش آخر آیۀ 31 میگوید:

اول قرنتیان 12 : 31 و طریق افضل تر نیز به شما نشان می دهم. (ترجمۀ کلاسیک)

در ترجمه های دیگر فارسی چنین آمده:

ترجمۀ هزاره نو: و اینک من عالیترین طریق را به شما نشان می‌دهم.

ترجمۀ مژده: و اکنون بهترین راه را به شما نشان خواهم داد.

ترجمۀ تفسیری: اما اجازه دهید ابتدا راهی را به شما نشان دهم که از تمام این عطایا برتر است .

در اینجا پولس میگوید که شما در پی عطایای روحانی هستید در صورتی که باید به راه افضل تر رفتار کنید. پس آنچه می کردید را رها کنید و به آن روش نیکوتری که به شما نشان می دهم عمل کنید.

یعنی در اتحاد، گوناگونی، حاکمیت و هماهنگی ای که خدا از قبل طرح ریزی کرده رفتار کنید و باعث بنای بدن یا کلیسا گردید و آن طریق بهتر که بدن در آن رشد کرده، و شما در آن خدمت می کنید، محبت است، که در باب بعدی مفصلاً به شرح آن می پردازد.

بنابراین، آیۀ 31 از یک طرف، نتیجه گیری تمام مطالب این باب یعنی باب دوازدهم می باشد و از طرف دیگر، یک جملۀ انتقالی به مطالب باب بعدی یعنی باب 13 است که از جلسۀ آینده به بررسی آن خواهیم پرداخت.

عنوان درس بعدی محبت و عطای تکلم به زبانها می باشد.

فیض و برکت خدا با همۀ شما باشد و بماند.