انجیل پادشاهی خدا (2)
نسب نامۀ عیسی مسیح، شاه شاهان (متی 1:1-17)
در جلسۀ گذشته به معرفی انجیل متی تحت عنوان “انجیل پادشاهی خدا“، پرداختیم.
ابتدا، با نگاهی به عناوین انجیل متی، پی بردیم که هدف از نگارش این انجیل، معرفی عیسی مسیح بعنوان پادشاه آسمان و زمین است
سپس با نویسندۀ این انجیل بی نظیر یعنی متی باجگیر، که معروف به لاویست آشنا شدیم.
و اما امروز می خواهیم مطالعۀ متن این انجیلِ بی نظیر، یعنی انجیل متی را آغاز کنیم.
متی خبر خوش سرگذشت عیسی مسیح را با شجره نامۀ او آغاز می کند.
پس مطالعۀ امروز ما از متی 1:1-17، تحت عنوان “نسب نامۀ عیسی مسیح“ خواهد بود و از بررسی آن خواهیم دید که چطور عیسی مسیح، در این شجره نامه بعنوان یک پادشاه و نجات دهندۀ پر از فیض به مخاطبینش معرفی شده است.
مطالعۀ امروز مادر سه بخش انجام خواهد شد.
رئوس مطالب
1) ابتدا اهمیت داشتن یک نسب نامه در آن دوران را مطالعه خواهیم کرد، سپس به
2) تفاوت نسب نامۀ متی با نسب نامۀ لوقا می پردازیم و در نهایت
3) ویژگی های متن نسب نامۀ متی را بررسی خواهیم
پس ابتدا به مطالعۀ اهمیت نسب نامه می پردازیم.
-
اهمیت نسب نامه
داشتن یک نسب نامۀ معتبر برای یک شخص یهودی مثل داشتن شناسنامه و یا کارت ملی برای یک نفر امروزی است. در گذشته نسب نامه ها برای موارد خاصی بکار گرفته می شدند: بعنوان مثال در اینجا به چند مورد اشاره می کنم که اولین مورد تقسیم اراضی است.
دلایلی بر اهمیت نسب نامه برای یهودیان
1) تقسیم اراضی
بله، در زمان گذشته، وجود شجره نامه برای تقسیم اراضی لازم بود.
قوم اسرائیل پس از خروجشان از مصر به سرزمینی که خدا به آنها وعده داده بود رفتند و آنجا را تسخیر کردند.
پس از تسخیر سرزمین کنعان، یهودیان می بایست در آن مستقر می شدند و به همین منظور، خدا آن سرزمین را مطابق با تعداد طایفه های اسرائیل تقسیمبندی کرد.
یعنی هر طایفه در بخش خاصی از آن سرزمین مستقر می شد.
برای اینکار لازم بود تا هر کس بداند متعلق به چه طایفه از اسرائیل هست تا مکان زندگی اش مشخص شود.
مطابق با کتاب اعداد بابهای 26 و 35 هر کس باید طایفۀ خانوادگی خود را می شناخت و خانۀ پدری اش را می دانست تا بتواند موقعیت زمین خود را در کنعان تعیین کند.
بنابراین داشتن یک شجره نامه از اهمیت خاصی برخودار بود.
علاوه بر تقسیم اراضی، شجره نامه ها برای خرید و فروش املاک نیز استفاده می شدند.
2) خرید و فروش اراضی
در بعضی شرایط انتقال املاک نیاز به ارائۀ شجره نامه داشت. در کتاب روت باب 3 به این مسئله اشاره شده.
استقرار مجدد قوم و تعیین هویت کاهنان پس از اسارت بابل، استفادۀ دیگر شجره نامه هاست.
3) استقرار مجدد قوم و تعیین هویت کاهنان
در عزرا 62:2 میخوانیم که:
عزرا 62:2 ولی ایشان چون نتوانستند از طریق نسب نامههای خود ثابت کنند که از نسل کاهنان هستند، از کهانت اخراج شدند.
هنگامیکه قوم اسرائیل پس از اسارت بابلیها به سرزمین خود برگشتند، در میان آنها کسانی بودند که ادعای کهانت کردند، برخی دیگر هم می گفتند که از قوم لاوی هستند اما از این آیه می فهمیم، آنهایی که قادر به اثبات ادعای خود از روی شجره نامه نبودند، از کهانت و یا هر خدمت دیگری اخراج شدند.
با از بین رفتن شجره نامه ها در گذر زمان، یهودیان برای حفظ هویت خود در سرشماری ها ثبت نام می کردند و برای همین هست که می بینیم یوسف و مریم برای ثبت نام در سرشماری از شهر ناصره در استان جلیل به زادگاه داود پادشاه، یعنی بیت لحم در استان یهودیه می روند.
لوقا 1:2-4 در آن زمـان، اوگوستوس، امپـراطور روم، فرمان داد تا مردم را در تمام سرزمینهای تحت سُلطه امپراطوری سرشماری کنند. این سرشماری زمانی صورت گرفت که کرینیوس ، از جانب امپراطور، فرماندار سوریه بود. برای شرکت در سرشماری ، هر شخص می بایست به شهر آبا و اجدادی خود می رفت . از اینرو، یوسف نیز از شهر ناصره در استان جلیل ، به زادگاه داود پادشاه یعنی بیت لحم در استان یهودیه رفت زیرا او از نسل داود پادشاه بود.
پس در زمان مسیح هنوز این شجره نامه ها برقرار بود، و یهودیان اهمیت زیادی به اصل و نسب خود می دادند.
بطوریکه پولس رسول در رومیان 1:11 با افتخار از اصل و نسب خود یاد می کند و چنین می گوید:
رومیان 1:11 آیا خدا قوم خود را ردّ کرد؟ حاشا! زیرا که من نیز اسرائیلی از اولاد ابراهیم از سبط بنیامین هستم.
به همین دلیل است که در عهدعتیق حداقل به 50 شجره نامه اشاره شده است.
علاوه بر سه موردی که به اهمیت نسب نامه ها اشاره کردیم، یک مورد بسیار مهم دیگر هم هست، که بخاطر آن متی انجیلش رو با نسب نامۀ عیسی مسیح آغاز کرد و آن اینکه پادشاه یهود باید از اصل و نسب ملوکانه برخوردار می بود.
بخش اول) اهمیت نسب نامۀ عیسی مسیح
از آنجائیکه انجیل متی، انجیل پادشاهی خداست.
متی قصد دارد تا عیسی مسیح را بعنوان ماشیح یا پادشاه وعده داده شدۀ یهود، به یهودیان معرفی کند و به همین منظور، در انجیلش شواهدی ارائه می دهد تا پادشاهی او را ثابت کند.
یکی از آن شواهد، شجره نامه ای است که ثابت می کند عیسی مسیح از نسل داود پادشاه می باشد.
در آن زمان، در اسرائیل، پادشاهان از اصل و نصب ملوکانه که از داود پادشاه به ارث میرسد، برخوردار بودند.
و اگر کسی میخواست بر مسند پادشاهی بنشینه باید شجره نامه ای معتبر در دست می داشت تا ثابت کنه واجد شرایط این منسب هست.
این مطلب در دوم سموئیل باب 7 اشاره شده، در اینجا خدا از ناتان نبی میخواهد تا به داود پیامی را برساند. و چنین می گوید
دوم سموئیل 8:7-16 و حال به بنده من، داود چنین بگو که یَهُوَه صبایوت چنین می گوید: من تو را از چراگاه از عقب گوسفندان گرفتم تا پیشوای قوم من، اسرائیل، باشی. و هرجایی که می رفتی من با تو می بودم و جمیع دشمنانت را از حضور تو منقطع ساختم، و برای تو اسم بزرگ مثل اسم بزرگانی که بر زمینند، پیدا کردم. و به جهت قوم خود، اسرائیل، مکانی تعیین کردم و ایشان را غرس نمودم تا در مکان خویش ساکن شده، باز متحرک نشوند، و شریران، دیگر ایشان را مثل سابق ذلیل نسازند. و مثل روزهایی که داوران را بر قوم خود، اسرائیل، تعیین نموده بودم. و تو را از جمیع دشمنانت آرامی دادم؛ و خداوند تو را خبر می دهد که خداوند برای تو خانه ای بنا خواهد نمود. زیرا روزهای تو تمام خواهد شد و با پدران خود خواهی خوابید و ذریّت تو را که از صُلب تو بیرون آید، بعد از تو استوار خواهم ساخت، و سلطنت او را پایدارخواهم نمود. او برای اسم من خانه ای بنا خواهد نمود و کرسی سلطنت او را تا به ابد پایدار خواهم ساخت. من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود، و اگر او گناه ورزد، او را با عصای مردمان و به تازیانه های بنی آدم تأدیب خواهم نمود. ولیکن زحمت من از او دور نخواهد شد، به طوری که آن را از شاؤل دور کردم که او را ازحضور تو رد ساختم. و خانه و سلطنت تو، به حضورت تا به ابد استوار خواهد ماند. (ترجمۀ کلاسیک)
بعبارتی خدا از طریق ناتان نبی به داود می گوید که از ذریت و صُلب تو ، که در اینجا اشاره به نسل او می باشد، پادشاهی ظهور خواهد کرد، که خدا کرسی سلطنتش را پایدار خواهد ساخت.
و اضافه میکند که خداوند میگوید، من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود.
این نبوت در مورد سلیمان پادشاه انجام نشد.
بنابراین قوم اسرائیل در انتظار ماند تا از ذریت یا نسلِ داود پادشاهی ظهور کند که این نبوت را به انجام برساند.
به همین منظور، متی در ابتدای انجیل خود با نوشتن این شجره نامه، یادآور می شود که که عیسی مسیح از لحاظ شرعی و قانونی از ذریت و صلب داود، همان پادشاه وعده داده شده می باشد، که اکنون ظهور کرده است.
البته امروزه همه چیز تغییر کرده است.
یهودیان امروز هیج کدام نسب نامه ای در دست ندارند.
همۀ اسناد از بین رفته. و امروزه هیچ یهودی نمی تواند ثابت کند که از ذریت داود است.
نکتۀ جالب اینجاست که اگر شخصی ظهور کند و ادعا کند که مسیح موعود است به هیچ وجه نمی تواند آنرا از روی شجره نامه به اثبات برساند.
با وجود این، هنوز یهودیانی هستند که انتظار مسیح می باشند، ولی مشکل اینجاست که هیچ شخصی قادر نخواهند بود هویتش را از روی مدارک احراز کنند.
بنابراین، عیسی مسیح آخرین شخصی بود که قادر به اثبات احراز هویت خود شد.
در اینجا بخش اول مطالعه مون که اهمیت شجره نامه بود خاتمه یافت و به بررسی بخش دوم یعنی تفاوت نسب نامه انجیل متی با انجیل لوقا می پردازیم.
بخش دوم) تفاوت نسب نامه انجیل متی با انجیل لوقا
ما در انجیل لوقا 23:3 نسب نامه ای دیگه از مسیح می بینیم که با نسب نامۀ موجود در متی باب 1، متفاوت هست.
چند دلیل بخاطر این تفاوت وجود دارد که به آنها اشاره می کنم.
اولین تفاوت اینکه شجره نامۀ متی بطور نزولی تنظیم شده یعنی از ابراهیم به عیسی مسیح می رسد، در صورتیکه نسب نامۀ لوقا سیر صعودی دارد، یعنی از مسیح شروع شده و تا آدم ختم می شود.
نکتۀ دوم این است که نسب نامۀ متی مربوط به اجداد یوسف پدرخواندۀ عیسی است، اما شجره نامۀ لوقا مربوط به اجداد مریم می باشد.
بنابراین متی، نسل مسیح را از لحاظ شرعی و قانونی بررسی می کند،
اما لوقا اصل و نسب مسیح را از لحاظ اجدادی (خونی) در نظر گرفته است.
در اینصورت، متی ما را به نسل سلطنتی می برد، در صورتیکه لوقا از لحاظ خونی اجداد مسیح را دنبال می کند.
شاید بعضی بپرسند که تفاوت این دو چیست؟
در پاسخ باید گفت که جد سلطنتی از نسل پدر منتقل می شد، اما با اینکه عیسی مسیح دارای یک پدرجسمانی نبود، از طریق یوسف حق قانونی او بود که وارث تخت سلطنتی داود بشود.
نکتۀ جالب دیگر اینکه، عیسی مسیح از طرف مادرش مریم هم به نسل داود پادشاه می رسید، چون داود فرزند دیگری هم داشت و آن ناتان بود، که از اجداد مریم مادر عیسی مسیح بوده.
علاوه بر این توضیحات، متی در متن این شجره نامه، مشخصات دیگری هم از عیسی مسیح بعنوان پادشاه وعده داده شدۀ یهود به خوانندگان خود می دهد که این ما رو به مطالعۀ بخش سوم امروز می برد.
بخش سوم) مطالعۀ متن نسب نامۀ مسیح
اولین مطلبی که از متن نسب نامۀ مسیح می توان فهمید این است که عیسی، پادشاه و نجات دهندۀ مسح شدۀ خداست.
شجرنامۀ یک پادشاه و نجات دهنده
1) عیسی پادشاه و نجات دهندۀ مسح شدۀ خدا
متی 1:1 کتاب نسب نامه عیسی مسیح بن (پسر) داود بن(پسر) ابراهیم:
در اینجا لغت یونانی کتاب biblos که به فارسی نسب نامه ترجمه شده، به مفهوم لیستی از نامهاست.
واژۀ نسب نامه نیز به اصل و نسب یا ریشه و آغاز عیسی مسیح اشاره دارد.
عیسی به عبری همان Jashua یا هوشع که به مفهوم “یهوه نجات می دهد“ است.
بنابراین متی می خواهد بگوید که این سند اسامی اصل و نسب عیسی مسیح نجات دهنده است.
متی کمی جلوتر در آیۀ 21 باز تاکید می کند که مسیح باید “عیسی“، یعنی نجات دهنده، نامیده شود، چون او قوم خود را از گناهانشان خواهد رهانید.
بعد از واژۀ “عیسی“، کلمۀ “مسیح“ را می بینیم.
البته این نام خانوادگی مسیح نیست، بلکه به مفهوم مسح شده می باشد.
پس متی با عبارت، “عیسی مسیح“ در کنار هم به مخاطب می گوید که، عیسی بعنوان یک پیامبر، کاهن و پادشاه، مسح شدۀ خداست.
بنابراین، خوانندگان باید بدانند که این اصل و نسب یک نجات دهندۀ است که از طرف خدا بعنوان یک پیامبر، کاهن و پادشاه مسح شده است.
متی خوب می دانست که اثبات و مطرح کردن این مسئله چقدر مهم است، چون خود شاهد بود که مردم چقدر اصل و نسب عیسی مسیح را حقیر می شمردند.
پس دلیل دیگر درج این نسب نامه در انجیل متی، اثبات اعتبار اصل و نسب مسیح می باشد.
کلام خدا در این رابطه می فرماید:
متی 54:13 – 57 و (عیسی) به شهر خود رفت و در کنیسه به تعلیم مردم پرداخت. مردم در شگفت شده، میپرسیدند: این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ مگر همه خواهرانش در میان ما زندگی نمیکنند؟ پس این چیزها از کجا به این مرد رسیده است؟ پس بنظرشان ناپسند آمد.
معلمین یهود به مسیح حق انجام چنین کارهایی را نمی دادند چون از یک شهر کوچک و خانوادۀ حقیری آمده. در یوحنا 27:7 میخوانیم که مردم در مورد او چنین میگویند:
یوحنا 27:7 ما میدانیم این مرد از کجا آمده است، حال آن که چون مسیح ظهور کند، کسی نخواهد دانست از کجا آمده است.
فریسیان و کاتبان ادعا می کردند که عیسی را می شناسند، و می گفتند که او شخص مهمی نیست. از ناصره و خانوادۀ یک نجار آمده. خلاصه اینکه او را یک شخص بی کس و حقیر می دیدند.
علاوه بر این، روسای یهود از ادعاهای مسیح آزرده می شدند چون بدون در نظر گرفتن اینکه آنها در موردش چه فکر می کنند، مسیح هویت خود را با نبوتهای عهدعتیق معرفی می کرد و خدا را پدر خود می دانست.
اما مردم وقتی معجزات می دیدند و تعالیمش را می شنیدند، در می یافتند که او یک شخص عادی نیست، بلکه از جانب خداست، برخی هم می گفتند که او همان نبی است که موسی در تورات بهش اشاره کرده و برخی دیگر عیسی را بعنوان مسیح خداوند پذیرفتند.
اما، مخالفانش میگفتد مگر ممکن است که ماشیح از جلیل بیاید؟
در یوحنا 41:8 عیسی مسیح به فریسیان و رهبران یهود میگوید که “شما اعمال پدر خود را انجام می دهید” و آنها در جوابش می گویند “ما حرامزاده نیستیم، یک پدر داریم که همانا خداست.”
به نظر شما، که منظور فریسیان و رهبران یهود از این پاسخ چه بود؟
در ادامۀ بحثشان با مسیح در آیه 48 به او می گویند
“آیا درست نگفتیم که «ای سامری اجنبی، ما از ابتدا درست می گفتیم که تو دیوانه ای.”
و در آیۀ 52 در ادامۀ تهمتهایشان به مسیح می گویند
” حالا دیگر برای ما ثابت شد که تو دیوانه ای. ابراهیم و تمام پیامبران بزرگ خدا مردند؛ حال، تو ادعا می کنی که هرکه از تو اطاعت کند، نخواهد مرد؟”
پس می توانیم نتیجه بگیریم که متی با در نظر گرفتن آنچه در گذشته از افکار مخالفین مسیح می دانست و شنیده بود، این شجره نامه معتبر را که مُعَرِفِ اصل و نسب عیسی مسیح بعنوان نجات دهندۀ مسح شده ایی که پادشاه آسمان و زمین است، را با هدایت روح القدس تنظیم کرده، می نویسد.
این شجره نامه علاوه بر احراز هویت و اعتبار عیسی مسیح بعنوان پادشاه و نجات دهندۀ مسح شدۀ خدا، به نوع پادشاهی مسیح نیز اشاره دارد.
2) عیسی پادشاه فیض و رحمت
بله مسیح پادشاه است، اما نه یک پادشاه معمولی. متی به توسط شجره نامه می گوید که پادشاهی مسیح بر اساس قانون و شریعت نیست، بلکه بر مبنای فیض و رحمت خداست.
سلاطین این دنیا در قصرها زندگی می کنند، ماشین ضدگلوله سوار می شوند و با محافظین امنیتی گردش می کنند. اما عیسی مسیح با همه آنها فرق می کند. بسیاری از آنها حتی مفهوم فیض و رحمت را نمی دانند اما مسیح منبع فیض و رحمت هست.
این حقیقتی است که متی در شجره نامه اش درج کرده. فیض و رحمت خدا را می توان در سراسر این نسب نامه مشاهده کرد.
بیائید با هم، به بررسی چهار مورد که فیض خدا را در این شجره نامه، نمایان می کند، بپردازیم.
چهار مورد از فیض خدا در شجره نامه مسیح
1) خدا در انتخاب مریم فیض خود را نمایان میسازد
در آیۀ 16 میخوانیم که ” یعقوب پدر یوسف همسر مریم بود، که عیسی ملقّب به مسیح از او به دنیا آمد.” در اینجا فیض خدا را در انتخاب یک زن می بینیم.
ببینید چه فیض عظیمی شامل حال مریم شده که مادر مسیح، پسر خدا باشد.
تا قبل از این، هیچ کس مریم را نمی شناخت. مریم برای رستگار شدن، مثل هر کس دیگر به نجات دهنده احتیاج داشت.
عیسی مسیح ضمن اینکه پسر او بود، نجات دهندۀ او نیز بود.
البته مریم شخص خوب و با ایمانی بود.
در مرقس 31:3-35 میبینیم زمانیکه مسیح در حال تدریس بود مادر و برادرانش نزدش می روند.
مرقس 31:3-35 آنگاه مادر و برادران عیسی آمدند. آنان بیرون ایستاده، کسی را فرستادند تا او را فراخواند. جماعتی که گرد عیسی نشسته بودند، به او گفتند: مادر و برادرانت بیرون ایستادهاند و تو را میجویند. عیسی پاسخ داد: مادر و برادران من چه کسانی هستند؟ آنگاه به آنان که گردش نشسته بودند، نظر افکند و گفت: اینانند مادر و برادران من. هرکه خواست خدا را بهجایآورد، برادر و خواهر و مادر من است.
در اینجا مسیح قصد حقیر شمردن خانواده اش را نداشت بلکه می خواهد بگوید که آنکه خواست خدا را بجا آورد، یعنی ایمان بیاورد خانوادۀ او می باشند.
در واقع هر کس باید پس از ایمان به عیسی مسیح، خود را عضو یک خانوادۀ الهی بداند.
بعبارتی، در اینجا عیسی مسیح برای اطاعت از خدا، تبعیضی بین مادرش مریم، با سایر زنان قائل نشد. در ملکوت خدا پارتی بازی نیست.
لوقا 27:11-28 به مریم خوشبحال می گوید، اما نه چون مسیح را بدنیا آورد بلکه چون کلام خدا را شنید و آنرا اطاعت کرد.
لوقا 27:11-28 هنگامی که عیسی این سخنان را میگفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: خوشابهحال زنی که تو را بهدنیا آورد و به تو شیر داد. اما عیسی در پاسخ گفت: خوشابهحال آنان که کلام خدا را میشنوند و آن را بهجای میآورند.
لوقا 28:1 – مریم مورد لطف خدا قرار گرفت
لوقا 28:1 فرشته نزد او رفت و گفت: سلام بر تو، ای که بسیار مورد لطفی. خداوند با توست.
لوقا 46:1-50 – مریم خدا ترس بود برای همین هم لطف و رحمت خدا بر او بود.
لوقا 46:1-50 مریم گفت : «خداوند را با تمام وجود ستایش می کنم ، و روح من ، بسبب نجات دهنده ام خدا، شاد و مسرور می گردد! چون او منِ ناچیز را مورد عنایت قرار داده است . از این پس ، همه نسلها مرا خوشبخت خواهند خواند، زیرا خدای قادر و قدوس در حق من کارهای بس بزرگ کرده است . «لطف و رحمت او، نسل اندر نسل شامل حال آنانی می شود که از او می ترسند.
شجرۀ نامۀ مسیح، علاوه بر مریم مادر عیسی، با اشاره به نام دو شخص گناهکار، فیض خدا را آشکار می کند.
2) خدا با انتخاب دو شخص گناهکار فیض خود را نمایان میسازد
در آیۀ یک می خوانیم که ” شجره نامه عیسی مسیح، پسر داوود، پسر ابراهیم:“مسیح از نسل دو مرد گناهکار که کلام خدا به گناهانشان اشاره کرده، بدنیا می آید.
داود با بَتْشَبَع (زن اوریای حتی) زنا کرد و بعد ترتیبی داد تا شوهرش کشته شود. داود دارای همسران بود.
ابراهیم نیز در مصر درمورد همسرش دروغ می گوید و علاوه بر این، او وعدۀ خدا را مبنی بر اینکه نسل او را برکت خواهد داد، باور نکرد و با کنیزش مرتکب زنا شد.
پس در اینجا با دو گناهکار روبرو هستیم. با وجود این، فیض خدا شاملشان شد و مسیح از نسل آنها بدنیا آمد.
بنابراین، تا کنون فیض خدا را در انتخاب یک زن و دو مرد گناهکار دیدیم.
نکتۀ سوم اینکه فیض خدا پس از گذر سه دورۀ تاریخ قوم یهود دیده می شود.
3- فیض خدا در سه دوره از تاریخ
آیۀ 17 میگوید “
بدین قرار، از ابراهیم تا داوود بر روی هم چهارده نسل و از داوود تا زمان تبعید یهودیان به بابِل، چهارده نسل، و از زمان تبعید، تا مسیح چهارده نسل بودند.“
به این سه دوره که در این آیه اشاره شده توجه کنید.
دورۀ اول دورۀ پدارن ایمان یا بزرگانی چون ابراهیم الی داود پادشاه است.
این عصر شامل ابراهیم، اسحق، یعقوب، یوسف و خلاصه داوران موفقی چون دبوره، باراق، سامسون و روت می باشد.
این دوره را دورۀ بزرگان یا پدران ایمان نامیده اند.
در این عصر قوم اسرائیل به شهرت رسید.
دورۀ دوم از داود پادشاه تا تبعید یهودیان به بابل است.
این دورۀ سقوط است.
دورۀ اول عصر موفقیت و صعود بود، این یکی از شکست و سقوط صحبت میکند.
در دورۀ اولی از ابراهیم، که قادر به بچه دار شدن نبود، قوم اسرائیل بوجود می آید و در دوران داوران با پیروزیهایی که بدست می آورند، افتخار می آفرینند.
در دورۀ دوم عصر پادشاهی است. شکوفایی پادشاهی، فقط در زمان داود دیده می شود، اما بعد از به تخت نشستن سلیمان همه چیز به سرازیری کشیده شد، و تراژدیهای زیادی به وقوع پیوست.
این دوره، دورۀ بی ایمانی و کفر بود که با ویرانی اورشلیم و تبعید شدن یهودیان خاتمه یافت.
دورۀ سوم از زمان تبعید تا مسیح میباشد. از این دوره اطلاعات زیادی در دست نیست. همه چیز کاملا محو شده. از حدود 600 سال تاریخ بی اطلاع هستیم. هیچ شناختی از این افراد گمنام نداریم. افرادی چون. یِکُنیا، شِئَلْتیئیل، زِروبابِل ، اَبیهود ، ایلیاقیم، عازور، صادوق، یاکیم، اِلیهود، ایلعازَر، مَتان، یعقوب پدر یوسف، همسر مریم. پس می توان نتیجه گرفت که شجره نامۀ مسیح اختلاطی از شکوفایی و شکستهاست، تعهدها و مخالفتهاست. اما قوم اسرائیل سقوط کرد و به انحطاط کشیده شد تا جائیکه بر صورت مسیح خداوند آب دهان انداخته او را رد کردند و در نهایت، مصلوبش نمودند. اما علی رغم این وقایع، پادشاه آسمان و سر منشا فیض، برای نجات انسان گناهکار، ظهور می کند. این فراز و نشیبِ تاریخی را حتی می توان در مزامیر داود مشاهده کرد. بعنوان مثال:
مزمور 1:21 ای خداونـد، پادشاه از قوتـی که به او دادهای شادی میکند و از پیروزیای که به او بخشیدهای شادمان است.
مزمور 1:22 ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کردهای؟ چرا دور ایستادهای و نالهام را نمیشنوی و به نجاتم نمیشتابی؟
مزمور 1:23 خداوند، شبان ما خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچچیز نخواهم بود.
همانطور که مشاهده می کنید، داود در مزمور 21 در اوج شادی و پیروزی است، در مزمور بعدی یعنی 22 ناله می کند و در مزمور 23 دوباره فریاد پیروزی سر می نهد.
چهارمین نکته ای که می توان فیض خدا را در شجره نامۀ مسیح دید، اشاره به نام چهار زن طرد شده می باشد.
4) فیض خدا در سهیم ساخت 4 نفر طرد شده
اشارۀ کوتاهی به تک تک آنها می کنم.
– تامار: آیۀ 3 میگوید “ فارَص و زارَح را از تامار آورد “.
تامار اولین زن این شجره نامه است. اجازه بدهید تا ایشان را از پیدایش 38 بشما معرفی کنم. بطور خلاصه اینکه تامار با پدر شوهر خود زنا میکند و از او دوقلوهایی بنام فارص و زارح بدنیا میآیند که هر دو نامشان در این نسب نامه مرقوم است. فیض خدا در اینجاست که یک زن زنا کار در مسیر اجداد مسیح موعود قرار میگیرد.
– راحاب (آیۀ 5): به آیۀ 5 نگاه کنید که میگوید “و شَلْمون، بوعَز را از راحاب آورد“
راحاب یک فاحشۀ کنعانی بت پرست بود. سرگذشت او را در کتاب یوشع (بخصوص بابها 2 و 6) می تونید مطالعه کنید. جالب اینجاست پسر راحاب، بوعز، درست برعکس گذشتۀ بد مادرش، شخص خداترسی بود.
– روت (آیۀ 5): می گوید که: “و بوعز عوبید را از روت آورد.“
روت یک غیریهودی مطرود بود. او یک موآبی بود. در تثنیه 3:23 می بینیم که خدا قوم موآبیان را لعنت میکند.
تثنیه 3:23 از قوم عمونی یا موآبی هیچکس وارد جماعت خداوند نشود حتی بعد از نسل دهم.
چون موآب بر اثر زنای مادرش بدنیا آمد. (پیدایش 30:19).
اما در شجره نامۀ متی می بینیم که خدا شرم نداره که زنی که مطرود و از قومی لعنت شده است، نامش ذکر شود و از او برای ورود پادشاه آسمان و زمین استفاده کند.
– بَتْشَبَع (زن اوریای حتی) (آیۀ 6): “ و داود پادشاه، سلیمان را از زن اوریّا آورد.”
زن اوریا نامش بئرشبع بود. و سرگذشت او در دوم سموئیل 2:11-4 از این قراره.
نتیجه گیری
خدا با ذکر شجره نامۀ مسیح در ابتدای انجیل متی، نه تنها هویت عیسی مسیح را بعنوان پادشاه برحق یهود احراز می کند بلکه فیض بی نظیر او را برای خوانندگان آشکار می سازد.
این نسبت نامه، مشت محکمی بر دهان یهودیان نژاد پرست و خودخواهی بود، که خود را از دیگران برتر، جدا و مقدس می دیدند. پیام خدا به آنها این بود که:
مشیت الهی بر این قرار گرفت که: مسیح خداوند، که شاه شاهان است، از طریق زناکاران، مطرودین و قومی که مختوم النسل بودند به دنیای ما نازل شده است.
کتاب مقدس به هر کس که گوش شنوا دارد اعلام می کند که، خدا دوست گنهکاران است.
عیسی خود فرمود: که من برای عادلان نیامده ام بلکه برای گناهکاران.
عیسی مسیح آمد تا گمشده را بجوید و نجات بخشد.
براستی که مسیح پادشاه فیض و بخشش الهی است.
افسسیان 8:2 زیرا که محض فیض نجات یافته اید بوسیله ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست
تیطس 7:3 تا به فیض او عادل شمرده شده وارث گردیم بحسب امید حیات جاودان
در خاتمه
اول پطرس 10:5 و خدای همه فیضها که ما را به جلال ابدی خود در عیسی مسیح خوانده است شما را بعد از کشیدن زحمتی قلیل کامل و استوار و توانا خواهد ساخت
عبرانیان 16:4 پس با دلیری نزدیک به تخت فیض بیاییم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که در وقت ضرورت ما را اعانت کند
جلسۀ آینده ادامۀ مطالب رو از انجیل متی 18:1-25، تحت عنوان تولد از باکره بررسی خواهیم کرد.

