انجیل پادشاهی خدا (15)
موعظۀ سر کوه (4)
خوشبحال حلیمان متی 5:5
تا اینجا از مقدمۀ موعظۀ سرکوه عیسی مسیح، که ما آنرا تحت عنوان خوشابحال ها می شناسیم دو خوشابحال یعنی مسکینان در روح و ماتمیان را بررسی کردیم و امروز از متی 5:5 می خواهیم به سومین ویژگی شهروندان ملکوت خدا تحت عنوان “حلیمان“، بپردازیم.
ابتدا مقدمتاً توضیحی در رابطه با وضعیت تاریخی آن زمان خدمتتون ارائه می دم، که به درک موضوع کمک خواهد کرد.
زمینۀ تاریخی
در سال 63 قبل از میلاد شخصی بنام پامپی فلسطین را برای روم تسخیر کرد و از آن پس استقلال یهودیان از یونان که توسط انقلاب مکابیها حاصل شده بود، پایان یافت.
از آن به بعد، بخشی از آن سرزمین توسط پادشاهانی از سلسلۀ هرودیان که توسط قیصر روم تعیین شده بودند اداره می شد. این پادشاهان زیر نظر والیان یا فرماندارانی که امپراتور تعیین می کرد فعالیت می کردند، که مشهورتین آنها پیلاطس بود.
بدین صورت، یهودیان زیر فشار و ظلم آن حاکمان بودند، اما خود را بنده یا اسیر رومیان نمی دانستند، به همین دلیل است که وقتی عیسی مسیح در یوحنا 8 به آنها می گوید، حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد، آنها در پاسخ به او گفتند که ما فرزندان ابراهیم هستیم و غلام هیچ کس نبوده ایم. پس می بینیم که یهودیان، علی رغم فشارها و یوغی که رومیان بر یهودیان گذاشته بودند، بخاطر غروری که داشتند، اسارت و بندگی شان را انکار می کردند.
عیسی مسیح در همین دوران، که یهودیان تحت ظلم و استثمار قیصر روم بودند، ظهور کرد.
این درست زمانی است که، در دل یهودیان تمایل و باور شدیدی برای ظهور ماشیح و برقرار کردن ملکوت خدا، ایجاد شده بود.
بعنوان مثال، شمعون را می بینیم که قبل از مرگش مشتاق دیدن ماشیح بود.
حال، در این دوران عیسی مسیح از راه می رسد و به مردم چنین می گوید:
مرقس 14:1-15 او فرمود: “زمان موعود فرا رسیده است. بزودی خداوندْ ملکوت خود را برقرار خواهد ساخت. پس، از گناهان خود دست بکشید و به این خبر خوش ایمان بیاورید.” (ترجمۀ تفسیری)
مردم با شنیدن این خبر خوشِ عیسی مسیح، به هیجان آمده بودند. تصور آنها این بود که مسیح آمده تا آنها را از تسلط رومیان آزاد کند. با چشمان خود شاهد عجایب، معجزات و سخنان شگفت انگیز او بودند. بخصوص بعد از اینکه دیدند که مسیح با چند تکه نان و ماهی به چند هزار نفر غذا داد، بیشتر به او امیدوار شدند. مردم خوشحال بودند و انتظار این را می کشیدند که بزودی عیسی مسیح انقلاب سیاسی خود را بر علیه دولت روم آغاز کند.
جلسۀ گذشته، به چند گروه به نامهای فریسیان، صدوقیان، اسین ها و غیوران اشاره کردم، که از دید آنها هر کدام تصویر متفاوتی از مسیح یا ماشیح داشتند.
مثلاً:
فریسیان تصور می کردند که مسیح باید مثل دوران عهدعتیق، حکومت خدا بر مردم را، در آن سرزمین برقرار کند و
به تصور صدوقیان، که مذهبیون لیبرال آن زمان بودند، تصور می کردند که مسیح باید یک شخصیت مذهبی امروزی باشه که به اوضاع اقتصادی، اجتماعی و رفاهی یهودیان سروسامان بده و
از طرف دیگر، اسین ها بودند که فکر می کردند ماشیح شخصی است که یهودیان را از آن شهرها و اجتماعات فاسد جدا می کنه و در یک منطقۀ دور از هر گونه آلودگی، مدینۀ فاضله ای، یک جامعۀ بی طبقۀ توحیدی ایجاد می کند.
غیوران که فعالان سیاسی آن زمان بودند در طلب مسیحی بودند که یک شخصیت سیاسی و نظامی مقتدر داشته باشد و آنها را از جور و ظلم رومیان رهایی دهد.
می بینید عیسی مسیح در میان مردمی بود که همگی انتظار نجات و رهایی را می کشیدند، اما با تعریف کاملاً متفاوت از آن نجاتی که عیسی مسیح در نظر داشت.
بعبارتی هر کس به دنبال نجات دهندۀ رویایی خود بود.
علی رغم انتظار مردم، عیسی مسیح با موعظۀ بی نظری که معروف به موعظۀ سر کوه می باشد، به تشریح ملکوت خدا می پردازد و شرایط و ویژگی های شهروندان آن را برایشان بازگو می کند و می گوید.
ملکوت خدا از آن کسانی است که به فقر روحانی شان آگاهند و برای گناهانشان ماتم می کنند.
و حال اضافه می کند که:
——– خوشابحال حلیمان ——–
متی 5:5 خوشابحال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد.
شنوندگان با شنیدن این گفتۀ مسیح تعجب می کنند چون به تصور آنان جهان توسط قدرتمندان فتح خواهد شد، نه حلیمان یا فروتنان!
در صورتیکه، آنهایی که اینطور فکر می کردند، نسبت به کلام خدا بی اطلاع بودند. چون اشعیا از بابهای 40 الی 66، ماشیح را بعنوان یک خادم فروتن و زحمت دیده معرفی می کند.
کلام خدا می فرماید وقتی عیسی مسیح به معبد یهود رفت هویتش را از اشعیا 61 اینگونه به آنها معرفی کرد.
لوقا 17:4-21 آنگاه طومار اشعیای نبی را به او دادند. او طومار را باز کرد و آن قسمت را خواند که می فرماید: ”روح خداوند بر من است! خداوند مرا برگزیده تا مژده رحمت او را به بینوایان برسانم . او مرا فرستاده است تا رنجدیدگان را تسلی بخشم و رهایی را به اسیران و بینایی را به نابینایان اعلام نمایم و مظلومان را آزاد سازم؛ و بشارت دهم که زمان آن فرا رسیده که خداوند انسان را مورد لطف خود قرار دهد.” سپس طومار را پیچید و به خادم عبادتگاه سپرد و رو به جمعیت نشست. در حالیکه همه حضار در عبادتگاه، به او چشم دوخته بودند، به ایشان فرمود: “امروز، این نوشته به انجام رسید!” (ترجمۀ تفسیری)
همانطور که خوانده شد، در اینجا صحبتی از یک لشکر نظامی نیست. پولس رسول نیز در اول قرنتیان می گوید که مسیح خادم فروتنی است که یک گروه فروتن را برای خدمت برگزیده است.
اول قرنتیان 27:1-29 خدا عمداً آنچه را که جهانیان پوچ و بیمعنی میشمارند برگزید، تا حکیمان را خجل سازد و آنچه را که جهانیان، ضعیف میپندارند انتخاب کرد تا نیرومندان را شرمنده سازد. خدا آنچه را که دنیا خوار و خفیف و حتّی نیستی میشمارد برگزید تا جهانِ هستیها را براندازد، تا هیچ انسانی در حضور او دلیلی برای فخر کردن نداشته باشد.
عیسی مسیح نیز در ابتدای موعظۀ سر کوه نمی گوید که ملکوت آسمان از آن قدرتمندان، ثروتمندان، دانایان می باشد بلکه در آیات 3 و 4 می گوید که ملکوت خدا از آن اشخاصی است که :
خود را از لحاظ روحانی آنقدر تهی می بینند که برای ادامۀ زندگی، تمام اتکایشان به خداست و بجز خدا هیچ منبع حیاتبخش دیگری ندارند. از این جهت، دست به دامن خدا می شوند و با ماتم و پشیمانی از گناهانشان، از او آمرزش و رحمت می طلبند. در ادامۀ مطلب در آیۀ 5 عیسی مسیح، به ویژگی های شهروندان ملکوت آسمان، حلم و فروتنی را بر مسکنت و غم روحانی، اضافه می کند و چنین می گوید.
متی 5:5 خوشابحال حلیمان …
حال بیائید ببینیم که مفهوم حلم و فروتنی از دید کتاب مقدس چیست؟ و تفاوت آن با شکسته دل یا روح شکسته چیست؟
تعریف حلم و فروتنی در کتاب مقدس
ریشۀ واژه های شکسته دل و فروتن یکی هستند، حتی در بعضی از آیات با یک مفهوم، ولی دو واژۀ متفاوت، بکار گرفته شدند.
اما، در متی 5:5 مفهوم فروتنی متفاوت با شکسته دلی است.
توجه داشته باشید که در آیۀ 3 شخص شکسته دل متمرکز گناهکار بودنش است، اما در آیۀ 5 شخص فروتن متمرکز قدوسیت خداست. دو مفهوم از یک چیز است.
طور دیگری نیز می توان به آن نگاه کرد.
مثلاً شکسته دلی که حاصل آن ماتم روحانی است، را منفی در نظر بگیریم،
فروتنی که ثمر آن گرسنگی و تشنگی عدالت می باشد، مثبت خواهد بود. درست مثل دو طرف یک سکه!
تا این بخش از آیات، یا خوشبحالها، شاهد یک حرکت پیش رونده هستیم.
ابتدا فقر و شکستگی دل، که یک حسِ منفیِ گناهکار بودن می باشد،
که منتهی به یک ماتم روحانی می شود.
آنگاه، شاهد آن روی سکه یعنی بخش مثبتش، هستیم،
در آن روی سکه، ابتدا خود را در مقابل قدوسیت خدا می بینیم، این فروتنی است،
بعد در ما تشنگی و گرسنگی برای قدوسیت او، در ما ایجاد می شود.
عیسی خوشابحال را نثار اینگونه افراد می کند.
در این راستا پولس رسول در رسالاتش مسیحیان را دعوت به فروتنی می کند.
افسسیان 1:4 لهذا من که در خداوند اسیر میباشم، از شما استدعا دارم که به شایستگی آن دعوتی که به آن خوانده شدهاید، رفتار کنید. (ترجمۀ کلاسیک)
تیطس 2:3 کسی را ناسزا نگویند و ستیزهجو نباشند، بلکه باملاحظه باشند و نزد همه براستی فروتن. (ترجمۀ هزاره نو)
کولسیان 12:3 حال که خدا شما را برای این زندگی تازه برگزیده و اینچنین شما را محبت کرده است ، شما نیز باید نسبت به دیگران دلسوز، مهربان ، فروتن ، ملایم و بردبار باشید؛ (ترجمۀ تفسیری)
دعوت به فروتنی در سراسر کتاب مقدس مشهود است، چون فروتنی استاندارد خدا برای ملکوتش می باشد.
بعنوان مثال:
مزمور 26:22 حلیمان غذا خورده، سیر خواهند شد؛ و طالبان خداوند او را تسبیح خواهند خواند؛ و دلهای شما زیست خواهد کرد تا ابدالآباد. (ترجمۀ قدیم)
مزمور 9:25 او شخص فروتن را در انجام کارهای درست هدایت خواهد کرد و راه خود را به او تعلیم خواهد داد. (ترجمۀ تفسیری)
اشعیا 19:29 بار دیگر فقیران و فروتنان وجد و شادی خود را در خداوند، خدای قدوس اسرائیل ، باز خواهند یافت. (ترجمۀ تفسیری)
با توجه به اینکه کلام خدا می فرماید، فروتنان حیات جاودان، وجد و شادی و تعلیم خواهند یافت، بجاست که در رابطه با حلم و فروتنی ایی که منظور نظر خداست بهتر آشنا شویم.
پس مطالعۀ ما تحت این عناوین ادامه خواهد یافت.
1) تعریف کتاب مقدسی فروتنی 2) مظاهر فروتنی 3) دلیل یا انگیزۀ فروتنی 4) نتیجۀ فروتنی 5) مَحَکِ فروتنی
بعبارتی در نهایت، خود را مَحَک زده، تا بدانیم که آیا فروتن هستیم؟
پس با اولین مورد، یعنی مفهوم کتاب مقدسی فروتنی، آغاز می کنیم.
1) تعریف کتاب مقدسی فروتنی
قبلاً هم اشاره کردم، که هشت ویژگی شخصیتی ای که عیسی مسیح در خوشابحال ها نام می برد، به هم مربوطند.
پس برای رسیدن به مفهوم فروتنی به دو آیۀ قبل برمیگردیم و آنرا با دو ویژگی قبل، یعنی مسکین در روح و ماتمیان، در نظر می گیریم.
در اینصورت می تونیم نتیجه بگیریم که فروتنی، حاصلِ مسکنت و ماتم روحانی است.
واژۀ یونانی پرا اوُس praus که به فارسی فروتن ترجمه شده، از لحاظ لغوی به مفهوم، آرام و نجیب هست. یعنی شخصی که دارای یک شخصیت ملایم، مهربان، صبور، تحمل کننده و مطیع است.
در کلام خدا از این واژه، بعنوان یکی از صفات مسیح بکار گرفته شده.
پولس برای مخاطبینش از فروتنی مسیح نمونه می آورد.
دوم قرنتیان 1:10 حال ، با همان آرامی و مهربانی مسیح از شما درخواستی می کنم… (ترجمۀ تفسیری)
عیسی مسیح هم در تحقق پیشگویی زکریا 9:9 اشاره به خود می کند و فروتنی را به خود نسبت می دهد.
متی 5:21 به اورشلیم بگویید پادشاه تو می آید. او سوار بر کرّه الاغ ، با فروتنی می آید. (ترجمۀ تفسیری)
وقتی عیسی مسیح وارد اورشلیم شد بر کره الاغی که سَمبُل فروتنی است، سوار بود.
مسیح که قادر مطلق بود خود را فروتن ساخت. از این می توان نتیجه گرفت که فروتنی از ضعف نیست بلکه نشان کنترل قدرت است.
نتیجه می گیریم که مفهوم دیگر فروتنی، قدرتی است که تحت کنترل می باشد.
پولس رسول در این رابطه می گوید.
افسسیان 26:4 اگر عصبانی شُدید، نگذارید خشمتان شما را به گناه بکشاند و یا تا غروب آفتاب باقی بماند. (ترجمۀ مژده)
در امثال می خوانیم:
امثال 28:25 کسی که بر نفس خویش تسلط ندارد، مثل شهری بیحصار است. (ترجمۀ تفسیری)
امثال 32:16 صبر از قدرت بهتر است و کسی که بر خود مسلط باشد از شخصی که شهری را تسخیر نماید برتر است. (ترجمۀ تفسیری)
غلاطیان 22:5 می گوید که فروتنی ثمرۀ روح القدس است.
فروتنی نقطۀ متضاد انتقام می باشد.
شخص فروتن بخاطر درک بالایی که از مسائل دارد، قادر به کنترل رفتار خود می باشد.
عبرانیان 34:10 شما با زندانیان هم درد بودید و وقتی اموال شما را بزور میگرفتند با خوشرویی آن را قبول میکردید چون میدانستید که صاحب چیزی هستید که بمراتب بهتر بوده و تا به ابد باقی میماند. (ترجمۀ مژده)
آقای John Bunyan در رابطه با فروتنی می گوید:
کسی که پائین است سقوط نمی کند
در این شرایط شخص فروتن از خود دفاع نمی کند، چون چیزی ندارد که از دست بدهد. هیچ وقت بخاطر رفتاری بدی که باهاش شده عصبانی نمی شود. مسیح می گوید که ساکنین ملکوت خدا هیچ حقی در خود نمی بینند، به خدا متکی هستند و قدرتشان را تحت کنترل دارند. در خداوند شادی و آرامش دارند و به وعده های خدا امیدوارند.
افراد فروتن می گویند، که من قادر به هیچ کاری نیستم، اما در خداوند قوت انجام همه چیز را دارم.
شخص فروتن بسیار مهربان و آرام هست، اما برای خدا تا پای جان، با غیرت روحانی می ایستد و از ایمان مسیحی اش دفاع می کند.
نام دیگر اینکار خشم مقدس است. عیسی مسیح در این مورد نمونۀ خوبی بود.
حال ممکن است سوال شود که مظاهر فروتنی چیست؟
2) مظاهر فروتنی
در کلام خدا نمونه های خوبی از اعمال فروتنانه می توان یافت. مثلاً:
در پیدایش 13 می خوانیم که بین چوپانان ابراهیم و چوپانان لوط نزاعی در می گیرد و به همین علت ابراهیم می بایست از لوط جدا می شد. در رابطه با جدایی آنان ابراهیم با اینکه حق به گردن لوط داشت اما او فروتنی کرد و به لوط چنین گفت:
پیدایش 8:13-9 پس ابرام به لوط گفت: «ما قوم و خویش هستیم، و چوپانان ما نباید با یکدیگر نزاع کنند. مصلحت در این است که از هم جدا شویم. اینک دشتی وسیع پیش روی ماست. هر سمتی را که میخواهی انتخاب کن و من هم بسمت مقابل تو خواهم رفت. اگر بطرف چپ بروی، من بطرف راست میروم و اگر طرف راست را انتخاب کنی، من بسمت چپ میروم.» (ترجمۀ تفسیری)
ابراهیم از موقعیت و نفوذی که بر لوط داشت استفاده نکرد بلکه حقش را به خداوند واگذار کرد و حق انتخاب را به لوط سپرد.
نمونۀ دیگر سرگذشت یوسف است. یوسف نیز وقتی به قدرت رسید و وزیر مصر شد، هنگامیکه برادرانش نزد او آمدند تا خوراک تهیه کنند از آنها انتقام نگرفت بلکه با آنها با فروتنی برخورد کرد و همۀ وقایع بد زندگی اش را به خدا واگذار نمود.
نمونۀ دیگر فروتنی، برخورد داود در اول سموئیل 24 با شائول پادشاه که بخاطر حسادتی که به داود داشت، می خواست او را بکشد. شائول می دانست که داود برای پادشاهی اسرائیل مسح شده بود، به همین دلیل از او نفرت داشت و می خواست او را بکشد. دلیل دیگر حسادت شائول بر داود، رابطۀ صمیمانۀ پسرش یوناتان با داود بود.
داود از دست شائول فرار کرد و شائول در تعقیب او بود، اما در منطقه ای داود فرصت می یابد تا شائول را بکشد اما اینکار را نمی کند در عوض با چاقویش تکه ای از لباس او را می برد. در اینجا می بینیم که داود خشم و قدرت خود را علیه شائول کنترل می کند و نمی خواهد که بجای خدا عمل کند.
درس دیگری که می توانیم از فروتنی داود بگیریم، در دوم سموئیل 16 می باشد. ابشالوم قصد داشت که سلطنت پدرش داود را تصاحب کند و برای اینکار پدرش را از قصر و اورشلیم بیرون کرده، تصمیم می گیرد تا با او بجنگد. اما داود در بیابان با یکی از افراد پسرش ابشالوم برخود می کند و از طرف او مورد اهانت قرار می گیرد. یاران داود می خواهند که او را بخاطر این کارش بکشند اما داود جلوی آنها را می گیرد و هیچ دفاعی از خود نمی کند، بلکه همه چیز را به خدا می سپارد.
موسی نیز نمونۀ بسیار خوبی از فروتنی است بطوریکه کلام خدا در رابطه با او چنین می گوید.
اعداد 3:12 موسی متواضع ترین شخص روی زمین بود.
موسی مرد قدرتمندی بود بارها در مقابل فرعون ایستاد و با شجاعت از او خواست که قوم یهود را رها کند تا رفته در بیابان خدا را پرستش کنند. اما وقتی در مقابل خدا قرار می گرفت خود را ناچیز می دید.
شخص فروتن در خودش چیزی نمی بیند اما برای خدا غیرت دارد و از او دفاع می کند.
حال شاید بپرسید که چرا برای راه یافتن به ملکوت خدا باید فروتن بود؟ کتاب مقدس چه انگیزه یا دلیلی برای فروتن بودن بما می دهد؟
3) دلیل یا انگیزۀ فروتنی
در پاسخ باید به چند دلیل اشاره کرد.
1) چون فقط فروتنان نجات می یابند
مزمور 4:149 زیرا خداوند ازقوم خود راضی است و فروتنان را نجات میبخشد. (ترجمۀ تفسیری)
اگر با شکسته دلی در حضور خدا به گناه خود اعتراف نکنیم و در برابر قدوسیت او فروتن نشویم، به ملکوت خدا راه نخواهیم یافت. این تنها شرط ورود به ملکوت خداست.
2) چون فروتن بودن دستور خداست
صفنیا 3:2 ای تمام متواضعانی که احکام او را بجا می آورید، بسوی خداوند بازگشت نمایید؛ به راستی عمل کنید و در حضور خداوند فروتن شوید… (ترجمۀ تفسیری)
3) فروتنی شرط پذیرش کلام خداست
یعقوب 21:1 … با فروتنی کلام خدا را که در دلتان کاشته شده است، بپذیرید، زیرا این کلام قدرت دارد جانهای شما را نجات بخشد. (ترجمۀ تفسیری)
بعبارتی بدون فروتنی نمی توانیم کلام خدا را بشنویم و آنرا بپذیریم.
4) فروتنی به ما توانایی بشارت دادن می دهد
اول پطرس 15:3 بلکه خداوندْ مسیح را در دل خود تقدیس نمایید، و پیوسته مستعّد باشید تا هرکه سبب امیدی را که دارید از شما بپرسد، او را جواب دهید، لیکن با حلم و ترس.
5) ارزش و زیبایی ما نزد خداوند با فروتنی سنجیده می شود
اول پطرس 4:3 زیبایی شما باید در باطن باشد. درون خود را با گوهر فنا ناپذیر یک روح آرام (فروتن) و ملایم بیارایید، زیرا این نوع زیبایی در نظر خدا ارزش بسیار دارد. (ترجمۀ مژده)
پس باید فروتن بود چون تنها شرط نجات است، دستور خداست، شرط پذیرش کلام خداست، توانایی بشارت دادن می بخشد و خدا ما را با فروتنی ارزیابی می کند.
حال بیائید ببینیم که نتیجۀ فروتنی چیست.
4) نتیجۀ فروتنی
عیسی مسیح در همین آیۀ 5 به نتیجۀ فروتنی اشاره می کند و چنین می گوید:
متی 5:5 خوشابحال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد.
از متن می فهمیم که افراد فروتن اولاً مبارک و خوشبخت هستند.
یعنی یک خوشی درونی و واقعی در وجودشان هست. دوم اینکه آنها وارث زمین خواهند شد.
خداوند از همان ابتدا، توسط عهدی که با ابراهیم بست به آنها وعدۀ یک سرزمین را داد و به او گفت که نسل او بیشمار خواهند شد و زمین را پر خواهند ساخت.
خداوند همچنین به آدم گفته بود که بر همۀ حیوانات حاکم باشد.
اما در اینجا، یعنی متی 5:5 وقتی می فرماید که فروتنان وارث زمین خواهند شد، اشاره به ورودشان به ملکوت خدا و حیات جاودانیست.
عیسی مسیح خطاب به شاگردانش طور دیگری به این حقیقت اشاره می کند و می فرماید:
متی 3:18 تا از گناهانتان دست نکشید و بسوی خدا باز نگردید و مانند بچه های کوچک نشوید، هرگز نخواهید توانست وارد ملکوت خدا گردید!
ملکوت خدا جای افراد متکبر و مغرور نیست، فقط کسانیکه خود را در حضور خدا مثل یک بچه فروتن می سازند به آن راه می یابند.
نکته ای که باید به آن توجه داشت واژۀ وارث است. که در ترجمۀ کلاسیک آمده.
این واژه نشان می دهد که برای ورود به ملکوت خدا لازم نیست کاری انجام دهیم. چون ملکوت خدا اکتسابی نیست بلکه آنرا به میراث می گیریم چون یک وعده از طرف خداست.
داود این حقیقت را می دانست و در مزمور 37 در آیات 9، 11، 18، 22، 29 و 34 جمعاً 6 بار واژۀ وارث را تکرار می کند و می گوید که کسانیکه با فروتنی منتظر خداوند هستند، از حضور او لذت می برند، در کمال خود رفتار می کنند، در خداوند مبارک هستند، صالح می باشند و طریق خداوند را نگاه می دارند، و علاوه بر همۀ اینها، فروتنان وارث زمین خواهند شد. بعبارتی وارد ملکوت خدا خواهند شد.
خدا می خواهد بدانیم، که به توسط ایمان به عیسی مسیح، ما مسیحیان وارث ملکوت آسمان می باشیم.
مثل کسی که خانه ای خریده و همه کارهای قانونی آن تمام شده و سند آن در بنگاه انتظار او را می کشد.
فرق این ارث با ارث زمینی اینه که برای رسیدن به ارث زمینی یکی باید بمیره، اما برای رسیدن به ارث آسمانی، خودمان باید بمیریم. J
برای همین است که مسیح می گوید خوشبحال شما.
حال اگر میخواهید بدانید که با چه مَحَکی می توانید بفهمید که آیا فروتن هستید؟
خوبه که بررسی این مورد آخر، یعنی مَحَکِ فروتنی را، با دعا و تفتیش کردن دلهایمان در حضور خدا انجام بدهیم.
پس سرهای خودمان را خم کرده، خودمان را با این سوالات ارزیابی کنیم.
5) مَحَکِ فروتنی (از کجا بدانیم که فروتن هستیم؟)
1) آیا بر رفتارم کنترل دارم؟ … فقط عصبانی می شوم؟ … فقط عکس العمل نشان می دهم؟ آیا در مقابل بی احترامی مردم به خدا … از خدا دفاع می کنم؟
2) آیا عکس العمل من به کلام خدا با احترام و اطاعت است؟ چون اگر فروتن باشم با فروتنی کلام خدا را قبول می کنم.
3) آیا صلح طلب هستم؟ آیا همیشه در مقابل مشکلات برای ایجاد آشتی پیش قدم هستم؟ کلام خدا می گوید که فقط افراد فروتن می تواند صلح کننده باشند.
4) آیا انتقاد پذیر هستم؟ و آیا به کسانی که از من انتقاد می کنند محبت می کنم؟
دوم تیموتاوس 25:2 مرد خدا باید و با مخالفین و گمراهان با فروتنی و ادب گفتگو نماید؛ شاید به این ترتیب به یاری خداوند، آنها از عقاید نادرست خود بازگردند و به حقیقت ایمان آورند. (ترجمۀ تفسیری)
5) آیا لحن من در سخن گفتن با دیگران، با فروتنی یا غرور است؟
در نهایت باید بدانیم که شخص فروتن از “منیّت“ برای همیشه آزاد شده، و از این جهت وارد ملکوت خدا خواهد شد.
در جلسۀ آینده از متی 6:5 مطالعه مون را ادامه خواهیم داد که می فرماید.
متی 6:5 خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا سیر خواهند شد. (ترجمۀ تفسیری)

