عطایای روحانی و کاربرد آنها (6)

عطایای دائمی (قسمت اول)

(اول قرنتیان 8:12-10 و رومیان 6:12-8)

 

در جلسات گذشته بررسی بخش هدایای انسانی یا فردی را پشت سر گذاشتیم و از این درس به بعد، پس از مقدمه ای به بررسی 11 عطای دائمی از اول قرنتیان باب 12: 10-8 و رومیان 6:12-8  خواهیم پرداخت.

مقدمه

آیا تا کنون رقابت های ورزشکاران المپیک را دنبال کرده اید؟ مشاهدۀ این رقابتها بسیار جالب است چون آنچه ما در این رقابت ها شاهدیم حاصل سال ها تمرینات سخت همراه با رعایت رژیم های غذایی و گذشتن از مسابقات کشوری و شکستن رکوردهای مختلف می باشد. هر کدام از این ورزشکاران نمایندۀ بهترینها در کشورشان هستند.

یک شخص عادی اگر بخواهد خود را با آنچه این ورزشکاران ماهر انجام می دهند مقایسه کند متوجه تفاوت زیادی در توانایی خود با آنها خواهد بود. تماشای اینکه بدن انسان در حد نهایی توان خود چگونه عمل میکند شگفت انگیز است. این مسئله درست در رابطه با توانایی کلیسا با استفاده از عطایای روحانی میباشد. وقتی ایمانداران عطایای روحانی شان را بکار میگیرند دنیا شاهد تفاوت بسیار زیاد قدرت خدا در زندگی آنان خواهد شد. کلام خدا در این رابطه میگوید:

اشعیا 31:40 آنانی که منتظر خداوند می باشند قّوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. و خواهند دوید و خسته نخواهد شد. خواهند خرامید و درمانده نخواهند گردید.

افسسیان 20:3 جلال بر خدایی باد که قادر است به وسیله آن قدرتی که در ما کار می کند، خیلی بیشتر از آنچه ما بخواهیم و حتّی تصوّر کنیم عمل کند.

جداً اگر هر شخص ایماندار حداکثر توانی را که خدا به او داده استفاده میکرد چه دگرگونی در دنیا رُخ میداد. هدف و ارادۀ خدا دقیقاً همین است. یعنی تجهیز کلیسا با عطایای فوق العاده خود تا با بکارگیری آنها بتواند بطور شگفت انگیزی عمل کند. شاید سوال کنید که این چگونه امکان پذیر است.

اگر در دنیا ورزشکاران قادر به بکارگیری از تک تک  ماهیچه های خود در رقابت ها هستند خدا نیز قادر است بدن مسیح (کلیسا) را با استفاده از عطایای روحانی به طرز شگفت انگیزی برای جلالش در دنیا به کار بگیرد. این دقیقاً هدف از کاربرد عطایای روحانی در کلیساست. به همین دلیل است که در مبحث عطایای روحانی در اول قرنتیان باب 12 وقتی پولس رسول به آیۀ 12 میرسد به تشریح کلیسا بعنوان یک بدن و عملکرد اعضای آن میپردازد.

اول قرنتیان 12:12 بدن انسان، واحدی است که از اعضای بسیار تشکیل شده و اگرچه دارای اعضای متفاوت می باشد، باز هم بدن واحد است و مسیح هم همین طور می باشد.

یک نکتۀ ظریف و بسیار بسیار مهمی که باید به آن توجه داشت این است که به همان نسبت که خدا از عطایای روحانی برای رشد کلیسا و پیش برد ملکوت خدا استفاده می کند شیطان نیز در جعل آن برای ویرانی کلیسا و پیش برد اهداف شرورانه خود به کار میگیرد. به همین دلیل است که باید از آنها اطلاع دقیق داشت.

پس اگر قرار باشد بدن مسیح باعث جلال خدا در دنیا باشد باید از عطایای روحانی ای که خدا با فیض خود به کلیسا بخشیده استفاده کند.

چهار نتیجۀ خوب از کاربرد صحیح اعضای بدن مسیح / کلیسا

وقتی بدن مسیح (کلیسا) درست عمل کند چهار نتیجۀ خوب را به همراه خواهد داشت.

1) اولین نتیجۀ خوب از عملکرد یک بدن یا کلیسای سالم برکت یافتن آن هست.

وقتی خدمات کلیسایی توسط افراد حرفه ای و کارکشته انجام شود، همه از ثمر آن برکت خواهند یافت. بنابراین یکی از دلایلی که خدا کلیسا را بطور یک بدن از اعضای مختلف بکار می گیرد این است که می خواهد همه از برکات پُری آن بهرمند شوند.

2) دومین نتیجۀ مثبت از عملکرد یک کلیسای سالم، این است که همه شاهد قدرت و پویایی آن خواهند بود.

پویایی یک گروه نجات یافتۀ فعال در مقابل جامعۀ بی ایمانان کاملاً محسوس است. هنگامیکه پطرس عطای نبوت یا اعلام حقیقت را در روز پنطیکاست بکار گرفت باعث نجات 3000 نفر از شنوندگانش شد.

همچنین وقتی سایر شاگردان عطایایشان را در مشارکت با هم به کار گرفتند خدا هر روزه ناجیان را بر کلیسا می افزود چون مردم پویایی محبت آنها را میدیدند و میخواستند در آن شریک شوند.

اعمال رسولان نتیجۀ مشارکت عطایای روحانی را در بین بی ایمانان به طرز زیبایی بیان می کند.

3) یکی دیگر از نتایج بارز یک بدن سالم با عملکرد خوب این است که رهبران در آن رشد میکنند.

هنگامیکه اعضای کلیسا به طرز صحیحی فعالیت کنند، رهبرانِ خوب و سالم نیز بین آنان به ظهور رسیده رشد میکنند.

رهبری، شاخه های مختلفی در کلیسا دارد. امروزه به دلیل نیاز شدید کلیسا به رهبران خوب مطالب زیادی در رابطه با مدیریت کلیسا موجود است.

اعضا بدون وجود رهبران خوب قادر به پیشرفت نخواهند بود. بنابراین، وجود رهبران مناسب در کلیسا الزامیست.

جای تعجب است وقتی میبینیم که کلیساها برای به کارگیری از رهبران دست به چه کارهایی میزنند.

به عنوان مثال:  به کارگیری سیاست ها و روش های مدیریتی بازار و تجارت خانه ها در کلیسا از این جلمه می باشند. این همان عارضۀ SNL (Strong Natural Leader) یا کاسب یا مدیر موفق می باشد و از آنجائیکه برخی کلیساها هر روز بیشتر به شباهت این دنیا در می آیند خیلی سریع روش ها و استانداردهای این دنیا را نیز به خود می گیرند.

مثلاً برای حل مشکلات زناشویی اعضای کلیسا، روان شناس استخدام می کنند یا به جای تعلیم کلام خدا، روان شناسی آموزش می دهند.

برای حل مشکل جوانان از مددکاران اجتماعی کمک می گیرند.

برای ارتقاء سطح پرستش از خوانندگان و نوازندگان دنیوی استفاده می کنند و می گویند بیائید از این روش پرستشی قدیمی بیرون بیائیم و با استفاده از هیجان در رقص با پرچم و لباس های رنگی حال و هوای مدرنِ امروزی به آن بدهیم.

به اینصورت افرادی ماهر و متخصص غیر روحانی جذب خدمات کلیسایی می شوند.

در صورتیکه آنچه خدا می خواهد در رهبر و مدیران کلیسا ببیند وجود عطایای مشخص روحانی با کیفیت اخلاق و روحانیت بالاست.

چنانچه کلیسا بجای استفاده از روش های دنیوی، به روش های کلام خدا عمل کند، خدا نیز رهبران توانا و با صلاحیت و پر از روح و عطایای روحانی به کلیسا خواهد بخشید. رهبران پر از روح هنگامی در کلیسا ظاهر می شوند که خدا بتواند در بدن آزادانه فعالیت کند. 

4) یکی دیگر از مزایای یک بدن سالم و توانا رشد اتحاد و یکدلی در کلیساست.

در چنین کلیسایی محبت و مشارکت به زیبایی و بدون ریا عمل میکند. نیاز ایمانداران به راحتی برطرف میشود و بی ایمانان مشتاق پیوستن و ملحق شدن به کلیسا میباشند. کلید ایجاد این نوع رابطه در استفاده از عطایای روحانی میباشد. خدا عطایای روحانی را از ایمانداران جاری میکند.

حال بیائید به ادامۀ بررسی شناخت این عطایا بپردازیم.

عطایای دائمی، همانطور که از نامشان پیداست، در تمام اعصار برای پیش برد ملکوت و جلال خدا بکار گرفته می شوند.

دو نوع عطایای دائمی

در اول پطرس 10:4 میخوانیم.

ترجمۀ قدیمی: و هر یک بحسب نعمتی که یافته باشد، یکدیگر را در آن خدمت نماید، مثل وکلاء امین فیض گوناگون خدا.

ترجمۀ هزارۀ نو: همچون کارگزاران امین بر فیض گوناگون خدا، یکدیگر را با هر عطایی که یافته‌اید خدمت کنید.

ترجمۀ عصرجدید: به عنوان کسی که برکات گوناگون خدا را یافته است، استعدادها و عطایای خود را برای خیریّت دیگران به کار ببرید.

ترجمۀ تفسیری: خداوند به‌ هر یک‌ از شما عطای‌ خاصی‌ بخشیده‌ است‌؛ این‌ عطایا را برای‌ کمک‌ به‌ هم‌ بکار گیرید و به‌ این‌ وسیله‌، یکدیگررا از برکات‌ و مواهب‌ پرتنوع‌ خدا بهره‌مند سازید.

بنابراین خیلی روشن اشاره می کند که هر کس، هر عطایی که از خدا یافته است، که احتمالاً ممکن است ترکیبی از چند عطا باشد را برای خدمت به دیگران بکار بگیرد.

پطرس بعد از این سخن، به دو گروه عطایا اشاره می کند.

آیۀ 11 اگر کسی سخن گوید، مانند اقوال خدا بگوید و اگر کسی خدمت کند، برحسب توانایی که خدا بدو داده باشد بکند تا در همه چیز، خدا بواسطه عیسی مسیح جلال یابد که او را جلال و توانایی تا ابدالآباد هست، آمین. (ترجمۀ کلاسیک)

بنابراین، برای سهولت کار، فهرست عطایای دائمی را به دو گروه عطایای گفتاری و عطایای خدمتی تقسیم بندی کردیم که از این قرار می باشند.

  • پنج عطایای گفتاری عبارتند از:

1) عطای نبوت 2) کلام علم 3) کلام حکمت 4) عطای تعلیم 5) عطای تشویق / تقویت

و گروه دوم شامل

  • شش عطایای خدمتی می باشند که از این قرارند.

1) رهبری 2) کمک 3) بخشش  4) رحمت 5) ایمان 6) تمیز ارواح

البته از آنجائیکه تمام عطایا در خدمت بکار گرفته می شوند و خدمات نیز شامل قسمت های گفتاری هستند نمی توان این تقسیم بندی را کامل دانست. اما با توجه به آنچه در اینجا پطرس مطرح می کند ما همین تقسیم بندی را می پذیریم.

پنج عطای گفتاری

لیست پنج عطای گفتاری را در رومیان6:12-8 و اول قرنتیان 8:12-10 میتوان یافت که از این قرارند.

1) نبوت 2) کلام علم 3) کلام حکمت 4) عطای تعلیم 5) عطای تشویق / تقویت

1) عطای نبوت

اولین عطای گفتاری نبوت می باشد. اختلاف نظر زیادی بر سر کاربرد یا عدم کاربرد امروزی آن می باشد. برخی بر این باورند که عطای نبوت در گذشته بوده و الان کاربرد ندارد. این گروه بر مبنای اول قرنتیان 8:13 می گویند که این عطا باید از میان برداشته شده باشد.

اول قرنتیان 8:13-10 محبّت هرگز ساقط نمی شود و امّا اگر نبوّتها باشد، نیست خواهد شد و اگر زبانها، انتها خواهد پذیرفت و اگر علم، زایل خواهد گردید. زیرا جزئی علمی داریم و جزئی نبوت می نماییم، لکن هنگامی که کامل آید، جزئی نیست خواهد گردید. (ترجمۀ کلاسیک)

آنها می گویند، در این آیه هنگامی که کامل آید منظور کتابمقدس است که با تکمیل آن، کاربرد عطای نبوت، زبانها و علم متوقف شده است.

البته این آیه ای است که بسیاری برای حذف کاربرد عطای زبانها از آن استفاده می کنند و چون عطای نبوت و کلام علم در همین آیه آمده کاربرد آنها نیز خود به خود حذف می گردد.

البته باید در نظر داشت که اینکار قدری مشکل ایجاد می کند، که دلیل آنرا، وقتی به بررسی اول قرنتیان 8:13 رسیدیم به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

اما برای شروع مطالعۀ این قسمت، فرض را بر این می گیریم که کاربرد نبوت خاتمه نیافته است چون هنوز به اول قرنتیان باب 13 نرسیده ایم، و اکنون در باب12 بسر می بریم.

عطای نبوت یا “Prophatea” گرفته شده از فعل “prophtue” که از ریشۀ “prophamea” یعنی سخن گفتن گرفته شده به معنی سخن گفتن در مقابل جمع می باشد.

نبوت یعنی در جمع اعلام کردن که در مفهوم این کلمه، نمی توان به مفاد آن پی برد.

یعنی نمی توان گفت که آیا سخنی که بیان می شود دربارۀ گذشته حال و یا پیشگویی از آینده است و یا اینکه مطلب بیان شده یک مکاشفه یا غیر مکاشفه ایست. به این مفهوم که آیا مستقیماً از خدا دریافت شده یا تکرار مطالبی است که خدا قبلاً از طریق انبیا و رسولان اعلام کرده است. این عطا فقط یک عطای ناطق و گویاست، محتوایش مشخص نیست. بنابراین، مفهوم سخن گفتن از آینده را نمی توان از آن برداشت نمود.

گفته شده که مفهوم پیشگویی بعدها در زمان قرون وسطی در انگلیسی به واژۀ نبوت اضافه شده است. در دوران باستان یک شخص عبری یا یونانی خوب به مفهوم این واژه آشنایی داشت.

پس نبوت بطور ساده یعنی سخن گفتن در جمع. بنابراین با توجه به تعریف آن، عطای نبوت به مفهوم قابلیت اعلام حقایق الهی می باشد.

اول قرنتیان 3:14 در درک این موضوع بما کمک خواهد کرد.

اول قرنتیان 3:14 امّا آنکه نبوّت می کند، مردم را برای بنا و نصیحت و تسلّی می گوید. (ترجمۀ کلاسیک)

پس نبوت برای نصیحت، تسلی و بنای مردم است. ساده ترین تعریف آن این است که بگوئیم نبوت اعلام حقیقت است.

در طول تاریخ، خدا همیشه کسانی را داشته که سخنگوی او باشند. وظیفۀ اصلی انبیاء عهدعتیق سخن گفتن از جانب خدا بود. آنها پیامهای خدا را اعلام می کردند. گاهی اوقات مطالب مربوط به گذشته، گاهی حال و گاهی آینده بود.

با خواندن کتاب حبقوق یا سایر انبیاء کوچک خواهید دید که آنها اغلب به کارهایی که خدا در گذشته انجام داده بود، اشاره می کردند و فقط یک سوم از محتوای پیام اعلام شدۀ انبیاء مربوط به آینده بود.

بنابراین نبوت همیشه جنبۀ پیشگویی نداشته. پطرس در رابطه با نبوت چنین میگوید.

دوم پطرس 21:1 زیرا که نبوّت به اراده انسان هرگز آورده نشد: بلکه مردمان به روح‌القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن گفتند. (ترجمۀ کلاسیک)

خدا در عهدجدید خود را بار دیگر آشکار می کند، اراده اش را مکشوف می سازد و برای رسولانش پرده از اسرار بر می دارد. 

عیسی به شاگردان گفت که روح القدس سخنانم را به یاد شما خواهد آورد و آنها را خواهند نوشت. نویسندگان عهدجدید مدعی هستند که تحت نفوذ و الهام روح القدس مطالبشان را نوشتند.  آنها کلام خدا را اعلام نمودند. یوحنا میگوید:

مکاشفه 3:1 و خوشا به حال کسی که این را می خواند و کسانی که به کلمات این نبوّت گوش میدهند و طبق آنچه در آن نوشته شده است، عمل می کنند. (ترجمۀ کلاسیک)

بنابراین مهمترین وظیفۀ انبیاء در عهدعتیق و عهدجدید اعلام حقایق کلام خدا بود. امروزه هم مهمترین وظیفۀ کلیسا اعلام حقایق کلام خداست. این ماموریت خطیر هرگز از بین نخواهد رفت. این نه تنها ارادۀ خداست بلکه از اهمیت و الویت خاصی برخوردار میباشد. به همین خاطر است که پولس در اول قرنتیان 1:14 چنین سفارش میکند.

اول قرنتیان 1:14 در پی محبّت بکوشید و عطایای روحانی را به غیرت بطلبید، خصوصاً اینکه نبوت کنید. (ترجمۀ کلاسیک)

و در آیۀ 39 همان باب ادامه میدهد که:

اول قرنتیان 39:14 پس ای برادران، نبوّت را به غیرت بطلبید. (ترجمۀ کلاسیک)

از آنجائیکه اعلان حقایق کلام خدا از اهمیت بالایی برخوردار است، پولس به همه سفارش می کند که با غیرت در انجام آن بکوشند. دلیل دیگر اینکه، نبوت در خدمت به ایمانداران بکار میرود.

اول قرنتیان 3:14 میگوید: امّا آنکه نبوّت می کند، مردم (ایمانداران) را برای بنا و نصیحت و تسلّی میگوید.” پس نبوت با بنا کردن، نصحیت کردن و تسلی دادن، ایمانداران را خدمت میکند.

اهمیت آن حتی در خدمت به بی ایمانان نیز مشهود است. در آیۀ 24 و 25 (اول قرن 14) پولس میگوید:

دوم قرنتیان 24:14-25 اما اگر همه نبوت کنید، حتی اگر این پیغام ها بیشتر برای ایمانداران مفید باشد، و همان موقع یک غیر مسیحی یا یک نوایمان وارد شود، با شنیدن این پیغامهای الهی وجدانش بیدار خواهـد شـد و پی خواهـد بـرد کـه گنـاهکار اسـت. آنگاه پرده از افکار پنهان او برداشته شده، به زانو خواهد افتاد و خدا را پرستش کرده، خواهد گفت که حقیقتاً خدا در میان شماست. (ترجمۀ کلاسیک)

بنابراین چون نبوت یا اعلان حقایق کلام خدا هم به ایمانداران و هم در میان بی ایمان خدمت ارزنده ای انجام می دهد، پولس سفارش اکید دارد که با غیرت در بکارگیری از این عطای فوق العاده بکوشیم.

دو نوع نبوت

می توان نبوتها را به دو نوع تقسیم بندی کرد.

نوع اول نبوت هایی هستند که جنبۀ مکاشفه ای دارند و نوع دوم تکرار حقایق کلام خدا می باشند.

مکاشفۀ الهی

بطور ساده مکاشفه یعنی کشف آنچه که تا کنون مکشوف نشده، یا بیان آنچه که تا کنون گفته نشده است، یا شناختن ناشناخته ها می باشد. بعبارتی مکاشفه یعنی پرده برداری از چیزهای پنهان.

بنابراین وقتی یک نبی مطلبی را که تا کنون گفته نشده اعلام می کند یا آنچه را که از نظر خدا می گذرد آشکار می سازد، در واقع نبوت او جنبۀ مکاشفه ای دارد.

انبیاء عهدعتیق مثل اشعیاء، حزقیال یا دانیال نبوت های مکاشفه ای خود را اینگونه بیان می کردند:

خداوند می فرماید،

خداوند می گوید،

خداوند یهوه صبایوت،‌ قدیراسرائیل می گوید،

کلام خدا بر من نازل شده گفت،

خداوند مرا گفت،

ایشان را بگو خداوند چنین میفرماید،

این است کلامی که از جانب خداوند به ارمیا نازل شده، گفت،

بنابراین خداوند چنین می گوید،

ای خاندان اسرائیل کلامی را که خداوند به شما می گوید بشنوید!

بشنوید و گوش فراگیرید و مغرور مشوید زیرا خداوند تکلّم می نماید.

ای پسر انسان تو را برای خاندان اسرائیل دیده بان ساختم، پس کلام را از دهان من بشنو و ایشان را از جانب من تهدید کن:

اما زمانی هم بود که انبیای عهدعتیق فقط کلام خدا را بازگو، تکرار یا یادآوری می کردند. یعنی آنچه را که خدا قبلاً گفته بود یا انجام داده بود را به مردم یادآور می شدند.

در عهدجدید نیز شاهدیم که خدا به مردان و زنانش مکاشفاتی بخشیده. یعنی مطالبی که قبلاً آشکار نشده بود را مکشوف ساخته. برخی از این مکاشفات جنبۀ عملی داشتند و برخی تعلیمی. مثلاً در اول تیموتاوس 18:1 و  اول تیموتاوس 14:4 خدا از عده ای از مشایخ  می خواهد تا تیموتاوس را برای کار خدمت جدا کنند.

اول تیمو 18:1 ای فرزند تیموتاؤس، این وصیّت را به تو می سپارم برحسب نبوتهایی که سابقاً بر تو شد تا در آنها جنگ نیکو کنی، (ترجمۀ کلاسیک)

اول تیمو 14:4 نسبت به عطیه روحانی خود بی توجّه نباش، عطیه ای که در وقت دستگذاری تو به وسیله رهبران کلیسا همراه با نبوّت آنها به تو داده شد. (ترجمۀ کلاسیک)

پس آنچه خدا در رابطه با خدمت و زندگی تیموتاوس از طریق مشایخ یا رهبران کلیسا مستقیماً مکشوف کرد مکاشفۀ الهی بود اما برخی دیگر از نبوتها جنبۀ تعلیمی داشتند.

بعبارتی بعضی از نبوت ها کاربرد شخصی یا ماموریتی و برخی دیگر کتابمقدسی بود.

در اعمال 27:11-28 شخصی بنام آغابوس یک قحطی را پیشگویی می کند و عده ای مسیحی برای کمک به منطقه اعزام می شوند.

یادآوری یا تکرار حقایق کلام

همانطور که گفته شد، نبوت جنبۀ یادآوری یا تکرار حقایق را نیز داراست.

از آنجائیکه در حال حاضر حقایق کلام خدا در جمع اعلام می شود، می توان نتیجه گرفت که عطای نبوت امروزه هم کاربرد دارد.

هدف از ارائۀ نبوت در مکاشفه 10:19 چنین آمده:

مکاشفه 10:19 در پیش پای او (فرشته) به خاک افتادم تا او را عبادت کنم، امّا او به من گفت: «نه، چنین نکن! من خادمی هستم مانند تو و ایمانداران دیگر که به عیسی مسیح شهادت می دهند، خدا را پرستش کن!» زیرا شهادتی که درباره عیسی داده شده، الهام بخش تمام نبوّتهاست. (ترجمۀ کلاسیک)

پس هر که در رابطه با مسیح شهادت دهد دارد یک عمل نبوتی انجام می دهد. چون مطابق با این آیه شهاداتی که دربارۀ عیسی داده می شوند منشاء تمام نبوتهاست. تذکر کلام خدا در این رابطه چنین است.

اول تسالونیکیان 19:5-20 روح را اطفا مکنید. نبوّتها را خوار مشمارید. (ترجمۀ کلاسیک)

 پولس در اینجا به کلیسا می گوید که از اعلام حقیقت نترسند و راه کاری نیز برای ارزیابی آن ارائه می دهد که از این قرار است.

اول قرنتیان 37:14 اگر کسی خود را نبی یا روحانی پندارد، اقرار بکند که آنچه به شما می نویسم، احکام خداوند است. (ترجمۀ کلاسیک)

به عبارتی برای محک زدن اینکه آیا شخصی عطای نبوت دارد یا نه، این است که پیامش را با کلام خدا مقایسه کنیم. اگر با تعالیم و پیام های کلام خدا مطابقت داشته باشد، درست است در غیر اینصورت نبی کاذب است. پس خوار شمردن نبوت های باعث اطفاء یا محدود نمودن کار روح القدس می گردد.

مضافاً اینکه پولس در رومیان اضافه می کند که:

رومیان 6:12 ما بر‌‌حسب فیضی که به ما بخشیده شده است، دارای عطایای گوناگونیم. اگر کسی عطای نبوّت دارد، آن را متناسب با ایمانش به‌‌کار گیرد.

تفسیری: خدا از روی لطف خود، به هر یک از ما نعمت و عطای خاصی بخشیده است تا وظایف خاصی را انجام دهیم . اگر خدا به شما نعمت نبوت کردن داده است ، هرگاه مطمئنید خدا ازطریق شما سخن می گوید، نبوت کنید، یعنی پیغامهای خدا را به کلیسا اعلام نمایید.

باید توجه داشت که در اصل یونانی این آیه، حرف تعریف تی س“، برای ایمان بکار گرفته شده است. یعنی انگلیسی آن باید “The Faith” ترجمه شود که فارسی آن همان ایمان کتابمقدسی یا ایمان نجات بخش است. بنابراین، ترجمۀ آیۀ فوق را میتوان اینطور نوشت:

“اگر کسی عطای نبوّت دارد، آن را متناسب با ایمانی که از کلام خدا یافته است به‌‌کار گیرد.”

یا به عبارتی ترجمۀ تفسیری آن را میتوان اینگونه بیان کرد:

“اگر خدا به شما نعمت نبوت کردن داده است ، هرگاه مطمئنید خدا ازطریق شما سخن می گوید، نبوت کنید، یعنی پیغامهای خدا را مطابق با کلامش به کلیسا اعلام نمایید.”

یهودا نیز در آیۀ 3 رساله اش از همان ایمان سخن می گوید یعنی ایمانی که با حرف تعریف بکار برده شده، ایمانی که بر مبنای کلام مکشوف و مکتوب خدا می باشد:

یهودا 3 ای حبیبان، چون شوق تمام داشتم که درباره نجات عامّ به شما بنویسم، ناچار شدم که الآن به شما بنویسم و نصیحت دهم تا شما مجاهده کنید برای آن ایمانی که یک بار به مقدّسین سپرده شد. (ترجمۀ کلاسیک)

پس در اینجا ایمان موضوع بحث یا فاعل نیست یعنی مبنای کار نیست بلکه حالت مفعولی دارد یعنی از کتابمقدسی که مبنای آن است تبعیت می کند.

بنابراین پولس و یهودا از ایمانی سخن می گویند که تابعِ حقایق کتابمقدس می باشد. همین اصل، نوع نبوت را نیز تعیین می کند.

یعنی کاملاً مشخص است که نبوت، از نوعِ مکاشفه ای نیست بلکه جنبۀ یادآوری حقایق ثبت شده در کلام خداست. بعبارتی تکرار آنچه که قبلاً مکشوف شده بود.

پس نتیجه می گیرم که نبوتها درگذشته حالت مکاشفه ای داشتند، اما بعد از اینکه آنها در کتابمقدس به ثبت رسیدند و بسته شدند، کسی حق اضافه یا کم کردن محتوای آنها را ندارد.

به همین دلیل است که در کتاب مکاشفۀ یوحنا چنین می خوانیم:

مکاشفه 18:22-19 زیرا هر کس را که کلام نبوّت این کتاب را بشنود، شهادت می دهم که اگر کسی بر آنها بیفزاید، خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود. و هر گاه کسی از کلام این نبوّت چیزی کم کند، خدا نصیب او را از درخت حیات و از شهر مقدّس و از چیزهایی که در این کتاب نوشته است، منقطع خواهد کرد.

در نتیجه، جنبۀ مکاشفه ای نبوت به انجام رسیده اما جنبۀ یادآوری و اعلام حقایق مکشوف شده هنوز ادامه دارد.

دومین عطای گفتاری، عطای کلام علم می باشد.

2) عطای کلام علم

اول قرنتیان 8:12 از عطای کلام علم نام می برد. واژۀ علم مفهوم بسیار وسیعی دارد. اما چون در اینجا نام این عطای روحانی از ترکیب دو کلمۀ کلامِ علم تشکیل شده، می توان آنرا در زمره عطایای گفتاری بشمار آورد.

پس کلامِ علم را می توان، بیان یا نطقِ علم نیز ترجمه کرد.

کلمۀ یونانی “logos” که در اینجا کلام ترجمه شده به مفهوم اعلام مطلبی در جمع یا خصوصی است. مضافاً اینکه در ترجمه های فارسی عهدجدید، عطای کلام علم را، بیان معرف (عصرجدید) و دانستن علم (تفسیری) نیز ترجمه کرده اند. حال با این تفاصیل، می توان قدری به جزئیات این عطا پی برد.

عطای کلام علم، یعنی توانایی ای که خدا می دهد تا یک شخص بتواند حقایق کلام خدا را بفهمد و از آن نتایجی استخراج کند.

جداً برای وجود چنین اشخاصی در بدن مسیح باید خدا را شکر کرد. کشیشان و واعظین از آثار و نتیجۀ کار این افراد استفاده می کنند تا قادر به تهیه موعظه و مطالب درسی شان باشند.

اگر به یک کتابخانۀ مسیحی یا دانشگاهی مراجعه کنید، در آنجا شاهد کتابهای مرجعی خواهید بود که حاصل سالها زحمت افرادی است که با استفاده از عطای کلام علم حقایق کتابمقدس را استخراج نموده به ثبت رسانده اند، و ما امروزه به راحتی از آنها بهرمند می شویم. پس کلام علم عطای بسیار گرانبهائیست.

این عطا هم میتواند در افراد تحصیل کرده و هم اعضای سادۀ کلیسا بکار گرفته شود. عطای کلام علم نیز میتواند با همکاری عطایای دیگر از جمله کلام حکمت بکار برده شود.

کلام علم نیز، مثل عطای نبوت، در گذشته جنبۀ مکاشفه ای داشته، یعنی در گذشته شخصی می آمد و می گفت این حقیقت یک اصل الهی است و آن را اعلام می کرد.

بعبارتی،  مطالب را مستقیماً از زبان خدا بیان می کرد.

با خواندن افسسیان باب 3، کولسیان باب 1 به این نتیجه می رسیم که پولس رسول این عطا را دارا بود.

اما گاهی اشخاصی که این عطا را داشتند با مطالعۀ مکاشفۀ ثبت شده خدا، حقایق و اصول آموزنده ای  را از آن استخراج و نتیجه گیری می کردند.

واژۀ علم 300 بار در عهدجدید با معانی مختلف استفاده شده است و با توجه به موارد گسترده اش نمیتوان آنرا فقط به نوع مکاشفۀ الهی محدود نمود.

کلام خدا ایمانداران را تشویق به آگاهی و کسب علم می کند. اول قرنتیان 2:13 آنرا دانستن تمام اسرار ترجمه کرده است. عطای علم به نوعی درایت و آگاهی از اسراری که اکنون مکشوف شده اند اشاره دارد. در دنیای مسیحیت ما دانشمندان، نویسندگان و محققینی را داریم که کارشان فقط تحقیق و تفحص کلام خدا و علوم مربوط به آن می باشد.

آنها حقایق و اصول علم الهی را از کتابمقدس استخراج می کنند و با ثبت و نگارش یا حتی آموزش، آنها را در معرض عموم قرار می دهند.

سومین عطای گفتاری عطای کلام حکمت می باشد.

3) عطای حکمت / بیان حکمت (اول قرنتیان 8:12)

عطای کلام حکمت نیز از جمله عطایای گفتاری محسوب می شود و در کلیسای اولیه جنبۀ مکاشفه ای داشت.

کلمۀ “Sophia” نیز در عهدجدید با مفاهیم مختلف استفاده شده، و مشکل است که بتوان آن را  فقط به مفهوم مکاشفه ای محدود کرد.

تاکیدی که مفهوم این کلمه دارد در مهارتِ عملی و کاربردی آن است. 

حکمت توانایی تهیۀ کاربردهای مناسب از اصول و حقایقی که عطای کلام علم از کتابمقدس استخراج می کند، می باشد.

این عمل می تواند توسط یک مشاور مسیحی انجام شود. مشاوری که مشکل را شناسایی کرده و با درک و آگاهی اش از کلام خدا، یک راه حل اساسی و عملی را در نظر می گیرد.

این عطای یک واعظ و معلم تشریحی کتابمقدس نیز می باشد که در رابطه با آیات کتابمقدس، کتب مرجع و تفسیری را مطالعه کرده، سپس راه حل های کاربردی و عملی برای زندگی مردم را در نظر می گیرد.

کلام حکمت می تواند توسط کمک یک ایماندار به ایماندار دیگر با حل مشکل او، به کار گرفته شود.

کلام علم با کلام حکمت تفاوت دارد. بطوریکه برخی افراد، اطلاعات زیادی از کتابمقدس دارند، اما آنقدر حکمت ندارند که بتوانند از اطلاعاتشان استفاده کنند.

اینگونه اشخاص وقتی در زندگی شان به مشکل بر می خورند عکس العملهای بسیار عجیبی از خودشان بروز میدهند.

بنابراین حکمت، فن استفادۀ کاربردی از حقایقی است که توسط کلام علم کشف می شود.

کلمۀ “Sophia” در 12 کتاب از 27 کتب عهدجدید آمده و به پنج صورت از آن استفاده شده است.

این پنج نوع از این قرارند.

  • یکی از صفات خدا
  • تواناییِ اندیشیدن
  • یکی از القابِ مسیح
  • در مخالفت با خدا
  • و درک و فهم ارادۀ خدا (که این مفهوم در عهدجدید بیشترین استفاده را دارد)

برای اطلاع بیشتر می توانید به آیات فوق مراجعه کنید:

(متی 19:11، 54:13 و مرقس 2:6 و لوقا 35:7، 15:21 و اعمال 10:6 و یعقوب 5:1، 13:3 ، 17:3 و دوم پطرس 15:3، این آیات نمایانگر مفاهیم مختلف حکمت در عهدجدید هستند).

تا اینجا سه عطای گفتاری یعنی عطای نبوت، کلام علم و کلام حکمت  را بررسی کردیم. همانطور که گفته شد در عصر رسولان به دلیل، بسته نشدن کلام خدا، این عطایا جنبۀ مکاشفه ای داشتند اما، تنها مورد استفادۀ آنها فقط جنبۀ مکاشفه ای آن نبود.

به گفتۀ یکی از بزرگان، کلام علم معلم می ساخت و کلام حکمت در تولید واعظ و شبان نقش داشت.

واعظ دیگری میگفت که:

کلام علم شامل مجموعه ای از حقایق است و حکمت کاربرد آنها

چهارمین عطای گفتاری عطای تعلیم می باشد.

4) عطای تعلیم

عطای تعلیم در رومیان 7:12 آمده است.

رومیان 7:12 “اگر کسی عطای تعلیم دارد تعلیم دهد.” (ترجمۀ کلاسیک)

نکتۀ جالبی که در متن اصلی این آیه دیده می شود وجود حرف تعریفِ تی  قبل از فعل یونانی دیداسکالیا که تعلیم ترجمه شده می باشد.

این مسئله باعث می شود که عبارت فوق را بقول انگلیسی ها The Teaching  یا “آن تعلیم” یعنی تعلیمِ کلام خدا بخوانیم.

بنابراین می توان این آیه را اینطور ترجمه کرد.

“هر کس که عطای تعلیم دارد خود را وقف تعلیمِ کلام خدا (یا تی دیداسکالیا)  بنماید.”

نکتۀ قابل توجه دیگر، تفاوت بین شخصی است که شغل معلمی دارد با شخصی که عطای تعلیم دارد، می باشد. معلمی که حرفۀ معلمی دارد می تواند مثل هر معلم دیگری به تدریس بپردازد اما کسی که عطای تعلیم دارد توانایی بیان و آموزش حقایق کلام خدا را با قوت و مسح روح القدس، داراست.

بنابراین، همان قدر که تعلیم و تربیت والدین برای کودکان نقش حیاتی دارد، عطای تعلیم نیز، برای اعضای کلیسا بسیار ارزشمند و حیاتی است.

نکتۀ دیگر آنکه واژۀ یونانی dedactocast, dedascolos یا dedasco که همه به فارسی تعلیم ترجمه شده اند، مفهومی فراتر از یک آموزش ساده دارند. در این کلمات، تعلیم به مفهوم “تربیت” یا  آموزشِ سیستماتیک (منظم) می باشند.

مثل رهبرِ ارکستری که نوازنده یا خواننده گانش را با تمرین های منظم، مرتب و طبقه بندی شده در دراز مدت جهت اجرای کنسرت تربیت و آماده می کند.

حال اگر سوال شود که موضوع یا مفاد درسی این برنامۀ تعلیمی چیست باید گفت کتابمقدس است.

شخصی که عطای تعلیم دارد می تواند عطایش را در تعلیم به یک یا چند هزار نفر بکار گیرد.

توجه داشته باشید که شخصی که عطای نبوت دارد حقیقت مسیح را یک بار اعلام می کند، اما شخصی که عطای تعلیم دارد، طی یک برنامۀ منظم مردم را از کلام خدا تعلیم و آموزش می دهد.

شاید بتوان گفت که تفاوت این دو عطا در تداوم انجام آنهاست.

پنجمین و آخرین عطای گفتاری از عطایای دائمی، عطای تشویق می باشد.

5) عطای تشویق / تقویت

رومیان 8:12 به پنجمین عطای گفتاری یعنی تشویق اشاره می کند. در اینجا کلمۀ یونانی Paracalan.  Paraclete.  Paracletas به مفهوم تسلی، یاری یا تقویت می باشد.

این لغت، برای روح القدس یعنی تسلی دهنده بکار گرفته شده. خدا به کلیسایش افرادی بخشیده که کارشان فقط کشف، اعلان و تعلیم حقایق نیست، بلکه تقویت ایمانداران نیز می باشد.

این افراد مثلِ نوشابه های انرژی زا، Energy Drink یا دو پینگ هستند.

کارشان کمک، تشویق، مشورت و تقویت مسیحیان می باشد.

به عبارتی عطای تشویق قابلیت کمک و تقویت مردم نیازمند با کمک روح القدس است.

این عطا می تواند همراه با اعلام حقیقت از بالای منبر کلیسا بکار گرفته شود. حتی می تواند با عطای تعلیم یا مشورت همکاری کند. کاربرد تشویق بسیار وسیع است.

کلام خدا از برنابا بعنوان یک مشوق یاد می کند و در این رابطه چنین می گوید.

اعمال 32:4-37 همه مؤمنان از دل و جان متّحد شده بودند و هیچ کس دارایی خود را از آن خود نمی دانست؛ بلکه همه در اموال یکدیگر شریک بودند. رسولان به رستاخیز عیسی خداوند با قدرتی عظیم شهادت می دادند و خدا برکت فراوانی به آنها عطا می فرمود. هیچ کس در میان ایشان محتاج نبود. زیرا هرکس زمینی یا خانه ای داشت آن را می فروخت، پولش را در می آورد و در اختیار رسولان می گذاشت و به این ترتیب بین محتاجان به نسبت احتیاجشان تقسیم می شد. مثلاً یوسف که رسولان او را برنابا یعنی تشویق کننده می نامیدند و از طایفه لاوی و اهل قبرس بود زمینی داشت. آن را فروخت و پولش را در اختیار رسولان گذاشت. (ترجمۀ کلاسیک)

پولس پس از ایمان آوردنش بلافاصله در دمشق با غیرت شروع به بشارت رستاخیز مسیح پرداخت. اما بعد از اینکه یهودیان قصد کشتنش را داشتند، مسیحیان او را شبانه از آنجا فراری دادند و او به اورشلیم رفت.

جالب اینجاست که شاگردان از پذیرفتن پولس می ترسیدند چون پذیرفتن اینکه او واقعاً پیرو عیسی مسیح شده است، برایشان مشکل بود، اما کلام خدا در رابطه با نقش برنابا در تشویق آنها چنین می گوید.

اعمال 26:9-27 وقتی شائول به اورشلیم رسید سعی نمود به سایر شاگردان عیسی بپیوندد، امّا آنان از او می ترسیدند، زیرا قبول نمی کردند که او واقعاً پیرو عیسی شده باشد. به هر حال برنابا او را برداشت و به حضور رسولان آورد و برای ایشان شرح داد، که چگونه او در راه دمشق خداوند را دیده و چطور خداوند با او سخن گفته و به چه ترتیب شائول در دمشق بی باکانه به نام عیسی وعظ کرده است. (ترجمۀ کلاسیک)

در باب 15 اعمال شاهدیم که بین پولس و برنابا بر سر بردن مرقس اختلاف نظری صورت می گیرد. نظر پولس این بود که مرقس ضعیف است و نباید در این سفر همراه آنها باشد. در نتیجه پولس سیلاس را با خود می برد و برنابا از پولس جدا شده همراه مرقس به قبرس می رود.

برنابا بار دیگر عطای تشویق و تقویت خود را بکار می گیرد و چنان ثمر می آورد که از یک شخص ضعیف و ترسویی مثل مرقس شخصی می سازد که انجیل مرقس را می نویسد و حتی پولس بعدها به تیموتاوس در رابطه با مرقس چنین سفارش میکند.

دوم تیموتاوس 11:4 فقط «لوقا» پیش من است . هرگاه آمدی ، «مرقس » را نیز با خود بیاور، زیرا به کمک او احتیاج دارم. (ترجمۀ کلاسیک)

پس میتوانیم نقش عطای تشویق را توسط برنابا در خدمت پولس و رشد و شکل گیری مرقس مشاهده کرد.

بنابراین تعلیم برای شخص ناآگاه استفاده میشه اما تشویق برای شخص آگاهی که ضعیف هست بکار گرفته میشود.

نتیجۀ این پنج عطا

پس میبینید که خدا چگونه کلیسایش را از طریق این پنج عطای گفتاری بنا می کند؟

نبوت حقیقت را اعلام می کند،

کلام علم آن را شرح می دهد.

حکمت آن را به کار می گیرد،

تعلیم، دیگران را در آن سهیم می سازد و در نهایت،

تشویق مردم را دعوت به اطاعت از حقیقت می نماید.

درس آینده به مطالعۀ سایر عطایای دائمی روح القدس، تحت عنوان عطایای خدمتی خواهیم پرداخت.

فیض و برکت خدا با همۀ شما باشد و بماند.