عطایای روحانی و کاربرد آنها (7)
عطایای دائمی (قسمت دوم)
(اول قرنتیان 8:12-10 و رومیان 6:12-8)
جلسۀ گذشته از 11 عطای دائمی، 5 عطای گفتاری را مورد بررسی قرار دادیم و امروز قصد داریم با شما عزیزان، از اول قرنتیان 28:12 و رومیان 6:12-8، به مطالعۀ قسمت دوم عطایای دائمی، یعنی 6 عطای خدمتی که شامل 1) رهبری 2) کمک 3) بخشش 4) رحمت 5) ایمان 6) تمیز ارواح می باشند، بپردازیم.
بررسی شش عطای خدمتی
اولین عطای خدمتی، عطای رهبری است که در اول قرنتیان 28:12 اینگونه به آن اشاره شده.
1) عطای رهبری
اول قرنتیان 28:12 و خدا قرار داد بعضی را در کلیسا: اوّل رسولان، دوّم انبیا، سوم معلّمان، بعد قوّات، پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر (هزاره: مدیریت) و اقسام زبانها.
به کلمۀ “تدابیر“ که ترجمۀ فارسی هزارۀ نو آنرا “مدیریت“ و مژده برای عصر جدید “مدیران“ ترجمه کرده توجه کنید.
رومیان 6:12 میگوید که عطایا گوناگون و متفاوت هستند و در آیۀ 8 میگوید که پیشوا یا رهبر باید با پرکاری و اجتهاد خدمت کند. بنابراین در این دو بخش از کلام یعنی اول قرنتیان 28:12 با کلمۀ مدیر و در رومیان 8:12 با رهبر روبرو هستیم.
تعریف مدیر و رهبر
در آیات فوق مدیر و رهبر تقریباً مترادف هستند. هر دو با مدیریت سر و کار دارند.
رهبر، شخص حاکمی است که اعضای کلیسا را اداره و هدایت میکند. مدیر نیز همین کارها را انجام میدهد.
واژۀ یونانی “kyberneiseis” (کوبِر نی سِی س)، اشاره به فَن ناخدایی دارد. یعنی با سُکان، کشتی را هدایت کردن.
شخصی که با مسیر آشنایی دارد و می داند چگونه کشتی را به مقصد برساند.
شخص مدیر، قابلیت دیدن اهداف، و توانایی برنامه ریزی و مجهز کردن افراد برای رسیدن به آن هدف ها را داراست.
مدیریت فقط کاغذ بازی و انجام امور اداری نیست.
مدیر به شخصی که پشت میز ریاست می نشیند و با قلم و کاغذ سرو کار دارد هم، نیست.
مدیر، شخصی است که بتواند مسیر درست را تعیین کند و تصمیم بگیرد.
کسی که قادر به تجهیز اعضای کلیسا برای رسیدن به هدف باشد.
مثل شبانی که مسئول کلیساست.
او کلیسا را صاحب نیست بلکه فقط آن را هدایت می کند.
مسیح به شبان کلیسا، مردم رو میسپاره و هدف را به او نشان می دهد، تا آن ها را برای رسیدن به هدف تجهیز و هدایت کند.
واژۀ یونانی “kyberneiseis” (کای بِر نی سِی س)، در مکاشفه 17:18 ناخدایی رو در زمان جفای عظیمِ سقوط اقتصاد جهانیِ را تصویر میکند و چنین می گوید.
مکاشفه 17:18 و هر ناخدا و کلّ جماعتی که بر کشتیها می باشند و ملّاحان و هر که شغل دریا می کند دور ایستاده،…
شکست سیستم اقتصادی بابل به کسانی که در ارتباط با کشتی های تجاری هستند، بستگی دارد.
واژۀ یونانی “kyberneiseis” (کوبِر نی سِی س)، همان کلمه ای که در اول قرنتیان 28:12 ترجمه های فارسی رهبر یا مدیریت ترجمه شده است.
کلمۀ انگلیسی Cybernetic که به مفهومِ علم مغز و اعصاب / فرمان شناسی / مطالعۀ چگونگی اداره کردن بدن توسط مغز می باشد، از همین کلمۀ یونانی گرفته شده است.
در ترجمۀ یونانی عهدعتیق این واژه چهار بار استفاده شده و آنرا با حکمت مربوط کرده است.
امثال 5:12 فکرهای عادلان انصاف است، اما تدابیر (مشورت) شریران فریب است.
حزقیال 8:27 اهل سیدون و اَرْواد پاروزن تو بودند و حکمای تو ای صور که در تو بودند ناخدایان تو بودند.
پس ناخدای کشتی بودن، با حکمت مرتبط است و مطالعه ای که در رابطه با عطای کلام حکمت داشتیم خواندیم که حکمت توانایی حل مشکلات میباشد.
بعبارتی حکمت راه حل های کاربردی برای زندگی روزمره را برایمان مشخص میکند.
تفاوت بین کلامِ حکمت و حکمتی که در مدیریت میباشد
البته میان کسی که عطای کلام حکمت دارد با شخصی که در مدیریت حکمت دارد تفاوتی هست.
همانگونه که قبلاً هم گفته شد کلام حکمت بیان حقایق کاربردی کلام خدا به مردم دنیاست اما حکمتی که در مدیریت است به شخص این توانایی رسیدن به اهداف را میدهد.
کلام حکمت عطای گفتاری است اما عطای مدیریت گفتاری نیست.
در کلیسا مدیران زیادی وجود دارند که قادر به اعلام حقیقت نیستند.
پس، در کلیسا اشخاصی هستند که عطای رهبری دارند و این مسئلۀ بسیار حساسی است.
آنها قادر به تجزیه و تحلیل اهداف هستند، مسیرهای رسیدن به اهداف را می شناسند و میتوانند برای نیل به آنها، مردم را تجهیز کنند.
اگر بخواهیم عطای رهبری را در دو کلمه یا دو عمل خلاصه کنیم، میتوان از دو کار مسیریابی و تصمیم گیری خلاصه کنیم.
بنابراین، یک رهبر موفق مثل یک ناخدای خوب است که کشتی را از طوفان به سلامت عبور میدهد.
بعضی تصور میکنند که عطای رهبری مثل شبان، شیخ و اسقف فقط سمت یا منصب می باشند. در صورتی که شبانان، مشایخ و اسقفان همه از این عطا برای هدایت اعضا و ادارۀ امور استفاده می کنند، اگر چنین نبود، تیموتاوس بدون آنها نمی توانست کلیسایش را اداره کند.
اول تیموتاوس 17:5 رهبرانی را که به خوبی رهبری می کنند مخصوصاً آنانی که در وعظ و تعلیم زحمت می کشند، باید مستحقّ دریافت مزد دو برابر دانست.
عبرانیان 7:13، 17 و 24 اشاره به رهبرانی در کلیسا میکند که کلام خدا را اعلام میکنند و با تدبیر و مدیریتشان اداره امور و نظارت جماعت خدا را به عهده دارند.
امروزه بعضی کلیساها و سازمان های مسیحی به روش تک شبانی یا فقط یک رهبر اداره میشوند.
در صورتی که عطای رهبری و مدیریت در کلیسا فقط در سطح رهبران عمل نمی کند بلکه تشکیلاتش خیلی پیچیده تر از این ها است.
در یک کلیسای پویا، همه مشغول خدمت هستند.
همۀ اعضا به نوعی درگیر خدمت می باشند و به نوعی از عطای مدیریت و رهبری استفاده میکنند.
در عهدعتیق نمونه های زیادی از رهبران روحانی وجود دارند که به یک نمونۀ آن اشاره می کنم.
یک نمونۀ عهدعتیق: یترون اولین مشاور در رهبریت
در باب 18 خروج ما با یترون پدر زن موسی اولین مشاورِ رهبر در تاریخ آشنا میشویم.
موسی یک رهبر بسیار روحانی ای بود. وقتی او رهبر قوم شد همۀ مردم میخواستند شخصاً او را ببینند و ملاقات کنند.
برای شخصی چون موسی بسیار راحت بود که خود را بینظیر ببیند و بخود بگوید که هیچ کس نیست که مثل من مردم را هدایت و رهبری کند. موسی نیز به این درجه رسیده بود. این احساس برای بسیاری از شبانان و کشیشان آشناست.
در چنین وضعیتی، اکثر رهبران دوست دارند که تمام کارها را شخصاً خودشان انجام دهند، چون هیچ کس را نمیبینند که بتواند تمام و کمال و بدون اشکال مشکلات مردم و کلیسا را اداره کند.
حال تصورش را بکنید که این لشکر عظیم از مصر بیرون آمده اند.
برخی از مفسرین میگویند حدود 2 میلیون نفر یهودی هنگام خروج از مصر با موسی بودند.
و موسی هر روز از صبح تا شب مشغول رفع مشکلات آنان بود.
در کلام خدا می خوانیم که یترون، پدرزن موسی، متوجه مشکل می شود، و با تجزیه و تحلیل کردن آن، چاره ای اساسی می اندیشد و آنرا با موسی این گونه مطرح می کند.
خروج 13:18-27 روز بعد، موسی برای رسیدگی به شکایات مردم در جایگاه خود نشست و مردم از صبح تا غروب در حضور او ایستادند. 14 یترون وقتی دید که رسیدگی به شکایات مردم، وقت زیادی را میگیرد، به موسی گفت: «چرا این کار را به تنهایی انجام میدهی؟ چرا مردم را تمام روز سر پا نگه میداری؟» 15 موسی جواب داد: «من باید این کار را بکنم، زیرا مردم برای حل مشکلات خود پیش من میآیند تا از خدا مسئلت نمایند. 16 وقتی بین دو نفر اختلافی پیش میآید، نزد من میآیند و من تشخیص میدهم که حق با کدامست و احکام و اوامر خدا را به آنها تعلیم میدهم.» 17 پدر زن موسی گفت: «این درست نیست. 17 تو با این کار، خود را از پای در میآوری و قوم را نیز خسته میکنی. تو نمیتوانی این کار سنگین را به تنهایی انجام دهی. 19 حرف مرا گوش کن و نصیحت مرا بپذیر و خدا تو را برکت خواهد داد. تو در حضور خدا نماینده این مردم باش و مسایل و مشکلات ایشان را به او بگو. 20 دستورات خدا را به آنها یاد بده و بگو که چطـور زندگی کنند و چه رفتـاری داشته باشنـد. 21و22 در ضمن از میان قوم اسرائیل افرادی کاردان و خداترس و درستکار که از رشوه متنفر باشند انتخاب کن تا میان مردم قضاوت کنند. برای هر هزار نفر یک قاضی تعیین کن. آن قاضی هم به نوبه خود از میان هر هزار نفر، ده نفر را انتخاب کند تا هر یک قاضی صد نفر باشد. هر یک از این ده قاضی به نوبه خـود از میـان گروه صد نفره خویش دو نفر را انتخاب کنند تا هر یک، قاضی پنجاه نفر باشـد. هر یک از ایـن دو قاضـی نیز از میان گـروه پنجاه نفـره خـود پنج نفـر را انتخاب کنند تا هر یک، قاضی ده نفر باشد. بگذار قضاوت قوم برعهده این افراد باشد و آنها فقط مسایـل بسیار مهم و پیچیـده را نزد تـو بیاورند، ولـی مسایل کوچک را خود حل کنند. به این ترتیب، دیگـران را در کار خـود شریک میکنی و بار مسئولیت تو سبکتر میشود. 23 اگر این روش را در پیشگیری و خواست خدا نیز چنین باشد، آنوقت خسته نخواهی شد و قوم نیز در حالیکه اختلافشان حل شده است، راضی به خانههای خویش باز خواهند گشت.» 24 موسی نصیحت پدر زن خود را پذیرفت و مطابق پیشنهاد او عمل کرد. 25 او مردان کاردانی را برگزید و از میان آنها برای هر هزار نفر، صد نفر، پنجاه نفر و ده نفر قضاتی تعیین کرد. 26 آنها مرتب به کار قضاوت مشغول بودند و به مشکلات و اختلافات کوچکتر رسیدگی میکردند، ولی برای حل مسایل مهم و پیچیده نزد موسی میآمدند. 27 پس از چند روز، موسی پدر زنش را بدرقه کرد و او به ولایت خود بازگشت.
در اینجا نقش یک مدیر و مشاور خوب را میبینیم که چطور متوجۀ مشکل شده، آن را تحلیل کرده چاره ای برای حل آن می اندیشد، که همانا، انتخاب و انتصاب رهبران از میان مردم و تقسیم کار بین آنها بود.
این دقیقاً کاریست که یک مدیر یا رهبر انجام می دهد، یعنی سکانِ کشتی را به دست گرفته کلیسا را هدایت می کند.
رومیان 8:12 یکی دیگر از جنبه های یک رهبر خوب را معرفی می کند که در ترجمه های مختلف فارسی اینگونه ترجمه شده است:
پیشوا به اجتهاد / رهبر با جدیت / مدیر پرکار / مدیرِ جدی
با توجه به ریشۀ کلمه ای که در اینجا اجتهاد، جدیت یا پرکار، ترجمه شده میتوان نتیجه گرفت که منظور اصلی نویسنده عکس العمل سریع یا فوری رهبر، برای حل یک مشکل میباشد.
پس، یکی از ویژگی های یک رهبر خوب رسیدگی و پیگیری سریع مسائل و مشکلات است.
یعنی به محض متوجه شدن آن، اقدام به رفع مشکل می کند.
در نتیجه، عطای رهبری برای رشد و توسعۀ کلیسا بسیار حیاتی است.
جالب اینجاست که در کلیسای قرنتیان افرادی بودند که عطای رهبری و مدیریت را داشتند، اما از آن استفاده نمی کردند، چون پولس در اول قرنتیان 33:14 و 40 به آنها تذکر می دهد که خدای ما خدای بی نظمی نیست.
بنابراین از آنها میخواهد که جلساتشان را با نظم و شایستگی برگذار کنند.
متاسفانه در برخی کلیسا، کار مدیران و شبانان، به یک شغل اداری، که شامل 8 ساعت پشت میز نشستن و با قلم، کاغذ و تلفن مشغول بودن محدود شده است.
از اینجاست که میفهمیم چقدر بعضی شبانان و مدیران با کلام خدا فاصله گرفته اند.
رهبری و مدیریت در کلیسا، کار ساده ای نیست چون همیشه افرادی هستند که نسبت به کار آنها ایراد میگیرند و منفی بافی می کنند، گوش نمیگیرند و اصلاً زیر بار رهبری آنها نمی روند.
در بعضی مواقع، شرایط خدمتشان، غیر قابل تحمل و بسیار طاقت فرسا میشود.
به همین دلیل، به افرادی که میخواهند در کلیسا خدمت رهبری داشته باشند، توصیه میشود، تا زمانیکه به دعوت خدا مطمئن نشده و در خود این عطا را نمی بینند به آن فکر نکنند.
دومین عطای دائمیِ خدمتی، عطای “عطای امداد“، “اعانت“ یا “کمک“ می باشد.
2) عطای کمک / امداد / اعانت / مددکاری
مطابق با اول قرنتیان 5:12 تمام عطایا نوعی خدمت محسوب میشوند.
اما از میان این خدمات (یا عطایا) یک نوع خدمت ویژه وجود دارد که اول قرنتیان 28:12 آنرا امداد، اعانت یا کمک نامیده است.
اول قرنتیان 28:12 مقصودم این است که خدا در کلیسا اشخاص معیّنی را به شرح زیر قرار داده است: اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلّمین و بعد از اینها معجزه کنندگان و شفادهندگان و مددکاران و مدیران و آنانی که به زبانهای مختلف سخن می گویند.
با توجه به رومیان 7:12 میتوان نتیجه گرفت که این عطای خدمتی در یاری و حمایت از نیازمندان بکار گرفته میشود.
بدینصورت که شخصی باری را از دوش شخص دیگر برداشته آنرا بر دوش خود حمل کند.
کاربرد این عطا همگام با رهبری بسیار مفید و پر ثمر می باشد.
اگر توانایی این کار توسط روح القدس اعطا نمی شد، هیچکس قادر به تحمل بار سنگین آن نمی بود.
ایماندارانی که عطای کمک دارند، در خدمات مختلف مشغول هستند و هر کدام به نوبۀ خود باری را برای مسیح بر می دارند و نظم و آرامش را در کلیسا برقرار می کنند.
تنوع خدماتی که از طریق این عطا در کلیسا صورت می گیرد، بسیار متفاوت است.
این اعانات و کمکها می تواند، شامل تعمیرات ساختمانی، فضای سبز، پذیرایی، نظافت، امور دفتری، و غیره باشند.
در اعمال 1:6-7 می خوانیم که رسولان خدمتِ رسانیدن غذا به دیگران را به هفت نفر نیک نامِ پر از روح القدس و حکمت واگذار کردند، تا اینکه خود بتوانند متمرکز خدمت دعا و تعلیم کلام شوند.
پولس رسول در اول تیموتاوس 2:6 به تیموتاوس می گوید، افرادیکه عطیۀ خدمت دارند می توانند با خوشی، آنرا در کمک و پشتیبانی از یک کارفرمای مسیحی بکار گیرند.
یک نمونۀ بسیار زیبا از کابرد این عطا، در رومیان باب 16 می باشد.
در این باب 16 پولس از کسانی که با خدمات بی نظیرشان به او کمک کردند نام می برد.
او چنین میگوید:
رومیان 1:16-7 و 12-13 خواهر ما «فیبی» را که خادمه کلیسای «کنخریا» است به شما معرّفی می کنم تا او را در اتّحاد با خداوند و آن طور که شایسته مقدّسین است بپذیرد و در تمام مسائلی که احتیاج به کمک شما دارد به او کمک کنید؛ زیرا او از بسیاری، از جمله خود من، حمایت نموده است. به «پرسکله» و «اکیلا» همکاران من در مسیح عیسی که جان خود را به خاطر من به خطر انداخته اند، سلام برسانید. نه من تنها بلکه تمام کلیساهای غیریهود نیز از ایشان ممنون هستند. به کلیسایی که در خانه آنان تشکیل می شود سلام برسانید. و همچنین به مریم که در میان شما زحمت زیاد کشیده است، سلام برسانید. و به «اندرونیکاس» و «یونیاس» هموطنان من که با من در زندان بودند، سلام برسانید. آنان در میان رسولان اشخاص برجسته ای هستند و قبل از من مسیحی بودند. به «طریفینا» و «طریفوسا» که در کار خداوند فعّال هستند و به دوست عزیزم «پرسیس» که در خدمت خداوند زحمت بسیار کشیده است و به «روفس» آن مسیحی برجسته و همچنین مادرش که نسبت به من نیز مانند یک مادر بوده است، سلام برسانید.
این افراد آنقدر برای پولس عزیز بودند که نامشان را در رسالۀ فیلیپیان و افسسیان نیز تکرار می کند.
اینان، همکاران، حمایت کنندگان و یاری دهندگان پولس در خدمت بودند. برخی از آنها حتی جانشان را در خدمت به او به خطر انداختن.
ظاهراً خدا اراده کرد تا این بخش از کلام عمداً ثبت شود تا هیچ کس بهانه ای برای خدمت نکردن نداشته باشد.
چون از فهرست این نامها، معلوم است که هر کس، هر خدمتی که از دستش بر می آمد برای خدا انجام می داد.
ما نیز موظفیم که از این افراد درس بگیریم و در خدمت به یکدیگر آنچه از دستمان بر می آید، بکنیم.
اینطور که بنظر میرسد، این عطا چندان عطای پر طرفداری نبود چون همه اش صحبت از کمک و برداشتن بار از دوش دیگران است در صورتیکه، عطایای دیگر از جمله نبوت، تکلم به زبانها و شفا بسیار جذاب، هیجان انگیز و خیره کننده، هستند.
به همین دلیل است که اعضای کلیسای قرنتیان همه اش دنبال عطایایی بودند که پر سر و صدا و مجلس گرم کن بود.
جالب اینجاست که پولس رسول در رسالۀ خود به آنها نام عطای خدمت را درست بین عطایای معجزه، شفا و سخن گفتن به زبانها میآورد.
شاید دلیلش این بوده که او میخواست تا آنها بدانند که عطایا با هم در ارتباطند و با هم کار می کنند.
به عبارتی، شخصی که به زبانها سخن میگوید هم با فروتنی خدمت میکند چون فاعل همه این کارها، یک روح می باشد.
سومین عطای دائمی خدمتی، بخشش با سخاوت است که در رومیان 8:12 به آن اشاره شده است.
3) عطای بخشش با سخاوت (Super Giver)
رومیان 8:12 اگر تشویق دیگران است، باید چنان کنیم. مرد بخشنده باید با سخاوت و مدیر باید پرکار باشد و شخص مهربان با خوشی خدمت خود را انجام دهد.
از آیۀ شش همین باب در می یابیم که پولس در اینجا دارد، دربارۀ عطای روح القدس صحبت می کند.
کلام خدا در رابطه با بخشش میگوید.
دوم قرنتیان 7:9 هرکس همان قدر بدهد که در دل قصد کرده است، نه با اکراه و اجبار، زیرا خدا بخشنده خوش را دوست میدارد.
کلام خدا از همۀ ما دعوت می کند، که بخشنده باشیم و در رابطه با بخشش مسیحی بسیار واضح و روشن سخن گفته است.
نکتۀ جالبی که باید در رابطه با “عطای بخشش“ به آن توجه کرد این است که در رومیان 8:12 آنرا “بخشش با سخاوت“ نامیده است، که در اینجا بجای کلمۀ یونانی “detmi” “دِت می“ یعنی بخشنده، از کلمۀ “دِتامِت می“ “methadetmi” یعنی “کسی که فوق العاده میبخشد“، استفاده کرده است.
علاوه بر این، کلمۀ یونانی هاپلوتِ، haplote که به فارسی “سخاوت“ ترجمه شده، در اصل به مفهوم “سادگی“ است.
سادگی یعنی بی آلایش، به این مفهوم که شخص بدون هیچ هدف و انگیزۀ دیگری جز آنچه انجام می دهد، در نظرش می گذرد.
فرهنگ لغتِ Kittle شرح بیشتری در این رابطه می دهد و میگوید که این “بخشش با سخاوت“، بخششی است که با فداکاری و از خودگذشتگی همراه است.
شخصی که با سخاوت یا با فداکاری می بخشد، بدون اینکه حساب و کتاب کند، فقط نیاز را می بیند و تنها انگیزه اش از بخشش، مرتفع کردن نیاز است.
این گونه بخشش امروزه، در عصر فرد گرایی و رکود اقتصادی، در کلیساها بسیار کم دیده می شود.
معمولاً، اکثر مسیحیان، قبل از اینکه اعانه یا هدیه ای بدهند، قبلاً حساب و کتاب می کنند و بعد از زیادتی ای که دارند می بخشند.
اما همانطور که گفته شد، شخصی که عطای بخشش دارد، تنها چیزی که برایش مهم است، این است که چگونه نیاز را رفع کند و با جان و دل فداکارانه میبخشد.
آقای Goday ، بر مبنای مفهوم ریشۀ اصلی لغت بخشش می گوید:
“عمل بخشش در اینجا نشانگر تمایل و رضایت کامل شخص بخشنده، با دلی ساده، عاری از حساب و کتاب کردن و یا غرور است. همانطور که کلام خدا می گوید، دست چپ از آنچه دست راستش می کند بی خبر است. این گونه بخشش، بدون هیچ گونه انتظار برگشت و بلاعوض صورت می گیرد.“
بنابراین عطای بخشش، یک بخشش معمولی فراتر است.
این نوع بخشش، معمولاً در انظار مردم انجام نمی شود. اصلاً جنبۀ نمایشی ندارد.
این عطا حتی به داشتن و نداشتن شخص بخشنده، ربطی ندارد.
بسیاری از افراد ثروتمند هستند که اصلاً بخشنده نیستند و برعکس افراد فقیر زیادی هستند که بسیار بخشنده و حتی با سخاوت نیز میباشند.
مثالها:
یوحنا 3:12 مریم پاهای مسیح را با پیاله ای از عطر تدهین کرده با موهایش خشک میکند. سپس یهودای اسخریوطی سوال کرد که چرا این عطر به 300 سکۀ نقره فروخته نشد تا به فقرا داده شود. توجه کنید که دستمزد یک روز برابر یک سکۀ نقره بود. بنابراین آن زن با قلب مملو از محبتش برابر مزد 300 روز کار را یکجا صرف میکند. بدون انتظار از اینکه پاداشی در کار باشد.
در اعمال باب 2 شاهد بخشش اعضای کلیسای اولیه هستیم که چگونه مردم با سخاوت برای رفع احتیاج نیازمندان هر چه داشتند فروختند و مبلغش را نزد پاهای رسولان گذاشتند و رسولان هم به جای این که برای خودشون قصرها بسازند و یا هواپیماهای شخصی خریداری کنند. حالا ممکن است بعضی بگویند که کشیش جانی در آن زمان هواپیما نبود، درسته ولی کشتی بود. کلام خدا می گوید که بین نیازمندان یا فقرا تقسیم می کردند.
در دوم قرنتیان باب 8 شاهدیم که چگونه ایمانداران مکادونیه با اینکه فقیر بودند اما با اصرار هدایایشان را به پولس برای کلیسای اورشلیم بخشیدن.
برخی از اعضای کلیسای فیلیپیان، عطای بخشش داشتند بطوریکه پولس در انتهای باب 4 میگوید که اعانۀ شما بیش از احتیاجم بود.
من در طول زندگی ام با مسیح شخصاً شاهدم که چگونه بعضی ایماندارانی که دارای این عطا هستند چطور فداکارانه برای کار خدا هدیه های سخاوتمندانه می بخشند.
آقای Norman Grubb در مورد شخص معروفی بنام C.T. Studd که عطای بخشش داشت چنین نوشته است.
آقای C. T. Studd در سال 1880 میلادی، پس از مرگ پدرش، ثروت هنگفتی به ارزش حدوداً 29 هزار پوند به او می رسد. او تصمیم میگیرد که 25 هزار پوند از ثروتش را ببخشد. در 13 ژانویه 1887، و چهار چک به ارزش هر کدام 5000 پوند کشید.
او مثل یک تاجر، سرمایۀ خود را با نهایت سخاوت در بانک آسمان سرمایه گذاری کرد. از نظر او کارش اصلاً احمقانه نبود. اطمینان کامل به کلام زندۀ خدا در رابطه با پاداش صدچندان در زندگی جاوید را داشت.
بنابراین، 5000 پوند اول را به انتشارات Moody بخشید تا در شمال هندوستان کتابمقدس چاپ کند. آقای مودی با آن پول موفق به این کار نشد، اما در عوض توانست در شیکاگو انیستیتوی معروف کتابمقدس مودی را افتتاح کند که بتوسط آن مبشرین مرد و زن برای اعزام به جاهای مختلف دنیا تربیت شدند.
5000 پوند دوم، برای آقای George Mueller فرستاده شد، تا 4000 پوند آن برای خدمات میسیونری استفاده کند و با 1000 پوند دیگر یک کلیسای کوچک بنا نماید.
5000 پوند سوم برای تاسیس موسسۀ معروف Salvation Army پرداخت شد.
5000 پوند چهارم برای خدمت در چین هدیه شد.
در نهایت، 3400 پوند از مبلغ ارث برایش باقی مانده بود که درست قبل ازدواج به همسرش بخشید.
همسرش در پاسخ به اینکار از او پرسید: چارلی عیسی مسیح به آن شخص جوان ثروتمند چه گفت؟ چارلی پاسخ داد هر چه داری بفروش به فقرا بده.
همسرش گفت: پس ما همین کار را خواهیم کرد و بعد از عروسی همه چیز را از سر، آغاز خواهیم کرد.
سپس نامه ای به جنرال Booth سرپرست کل Salvation Army بدین مضمون نوشتند.
ژنرال Booth عزیز، از شنیدن خبر بیماریِ سختِ خانم Booth خیلی متاسفیم. هر دوی ما قلباً با شما همدردی میکنیم. میخواستیم بدانید که چقدر از مطالب نشریه “فریاد جنگ” برکت می یابیم. بدینوسیله چکی به مبلغ 1500 پوند ضمیمه میکنیم، و 500 پوند دیگر نیز برای ازدواج آقای تاکر می فرستیم. علاوه بر اینها از بانک خواستم تا بقیه سرمایه ام که معادل 1400 پوند است را برای بقیه نیازهایتان ارسال کند. با این کار تنها بانکی که برایمان باقی میماند آسمان است.
این کارها را در اطاعت از کلام خدا میکنیم که میفرماید:
“تمامی مایملک خود را بفروش و به فقرا بده و نیز میگوید که گنجهای خود را بر روی زمین، جایی که بید و زنگ به آن زیان می رساند و دزدان نقب زده آن را می دزدند، ذخیره نکنید. بلکه گنجهای خود را در عالم بالا، یعنی در جایی که بید و زنگ به آن آسیبی نمی رسانند و دزدان نقب نمی زنند و آن را نمی دزدند، ذخیره کنید. زیرا هرجا گنج توست، دل تو نیز در آنجا خواهد بود.“
خدا را برای این فیض شکر میکنیم و امیدواریم که با این عمل بتوانیم جانهای بسیاری را صید کنیم. از آنجائیکه نمیخواهیم مثل حنانیا و سفیره عمل کرده باشیم، صادقانه اعلام میکنیم که مقداری پس انداز برای مایحتاجمان در بانک خود نگه داشتیم آنهم چون کلام خدا میگوید کسی که تدبیر خانۀ خود را نکند از بی ایمان پست تر است. تمامی جلال را بخدا میدهیم که فکر و قلبمان را با شادی برای این خدمت آماده کرده است. دوست عزیز برایتان در دعا هستیم و امیدواریم که خدا هر دوی شما و خانواده هایتان را برکت بدهد.
در آخر از آنجائیکه کلام خدا میفرماید که دست چپ نباید از دست راستت باخبر باشد، من و همسرم هویتمان را با لقب سربازان مسیح امضا می کنیم. شما را به خدا می سپاریم و تمامی جلال را به او می دهیم. آمین
ژنرال Booth هرگز از هویت آنها مطلع نشد. این یک نمونۀ بارز از “عطای بخشش“ است.
آقای Studd و همسرش بعد از اهدای مایملکشان وسائل شخصی شان را بستند و باقی عمرشان را بعنوان میسیونر در آفریقا به سر بردند.
این عطای فوق العاده فقط کارِ روح القدس است.
نتیجۀ کمکهای مالی آنها،
تاسیس موسسۀ میسیونری Hudson Taylor در چین،
تاسیس یتیم خانۀ George Mueller در لندن،
توسعۀ خدمات Salvation Army،
انیستیتوی Moddy Bible و بسیاری از این قبیل میباشد.
کار روح القدس اینچنین است. اگر شما هم دوست داشته باشید که در یکی از زمینه های رهبری، کمک یا بخشش، خدا را خدمت کنید فقط کافیست که مطیع کلام خدا باشید.
چهارمین عطای خدمتیِ دائمی، عطای رحم و شفقت است.
4) عطای رحم و شفقت
رومیان 8:12 اگر کسی دارای عطای رحم و شفقت به دیگران است، شادمانه به این کار مشغول باشد.
این نیز عطای کم یابی است که به بعضی از مسیحیان بخشیده می شود.
کلمۀ یونانی اِلِ اُن Eleon که در اینجا رحم و شفقت ترجمه شده، جزء صفات خدا نیز می باشد.
در مزمور 11:103 میخوانیم:
مزمور 11:103 زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است، به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است.
و در آیۀ 13 همین مزمور نیز چنین میگوید:
مزمور 13:103 چنانکه پدر بر فرزندان خود رئوف است، همچنان خداوند بر ترسندگان خود رأفت می نماید.
کلام خدا، هم از فیض و هم رحمت خدا سخن می گوید، اما گاهی تشخیص این دو از هم مشکل است.
انسان از فیض خدا برای گناه و تقصیرهایش (guilt) بهرمند می شود، اما رحمت خدا برای بیچارگی (mercy) او بکار می رود.
پس خدا با فیضش گناهان ما را می آمرزد و با رحمتش نتایج آن را از زندگی مان می زداید.
در امثال 20:14 میخوانیم که “ثروتمندان دوستان بسیار دارند، اما شخص فقیر را حتی همسایههایش تحقیر میکنند.“ اما در آیۀ 21 و 31 میخوانیم که با ترحم به فقرا به خدا احترام می گذاریم.
امثال 21:14 و 31 خوار شمردن فقرا گناه است. خوشابحال کسی که بر آنها ترحم کند… هر که به فقرا ظلم کند به آفریننده آنها اهانت کرده است و هر که به فقرا ترحم نماید، به خدا احترام گذاشته است.
این آیات آنقدر واضح و مشخص سخن میگویند که نیازی به تفسیر ندارند.
حال نگاهی به هوشع باب چهارم بیاندازیم. در آیۀ یک میخوانیم که خدا قوم اسرائیل را محکوم به بی وفایی، بی رحمی و خدا نشناسی میکند.
در آن زمان قوم اسرائیل تبدیل به یک ملت بی رحم و ظالم شده بود. انحطاط و گناهِ آنها آنقدر بود، که همۀ مردم با بی رحمی به فقرا ظلم میکردند.
هوشع در خاتمۀ کتابش میگوید که “ای خدا یتیمان (یعنی کسانیکه که بجز تو کسی را ندارند) از تو رحمت می یابند.“ (هوشع 3:14).
بنابراین، یتیمان، فقرا و مظلومان، برای شرایطی که دارند، همیشه به رحمت خدا متوسل می شوند.
در عهدجدید نیز عیسی مسیح در لوقا 30:10 مثال بسیار زیبایی از رحم و شفقت میآورد.
در اینجا عیسی مسیح در گفتگو با یک فقیه یهودی که احتمالاً شخص ثروتمندی هم بود می پرسد؟ در تورات چه نوشته شده و چگونه میخوانی؟
شخص فقیه در پاسخ به عیسی مسیح می گوید:
لوقا 27:10 خداوند خدای خود را به تمام دل و تمام نفس و تمام توانایی و تمام فکر خود محبّت نما و همسایه خود را مثل نفس خود. (ترجمۀ کلاسیک)
و بعد شخص فقیه از روی امتحان از مسیح می پرسد که همسایۀ من کیست.
و عیسی مسیح در پاسخ به او سرگذشت سامری نیکو را برایش تعریف می کند.
یهودیان از سامری ها متنفر بودند. ولی در سرگذشتی که عیسی مسیح برای شخص فقیه تعریف می کند شخص سامری، در برابر آن دو نفر دیگر، یعنی شخص کاهن و لاوی، تنها کسی بود که از فرمان خدا اطاعت کرد.
آن شخص سامری با رحم و شفقتی که در قلبش نسبت به مرد مجروح داشت، به برطرف نمودن نیاز او اقدام کرد.
مسیح در خاتمه، به شخص فقیه چنین میگوید:
لوقا 36:10-37 به نظر تو کدامیک از این سه نفر (یعنی شخص کاهن، لاوی و سامری)، همسایه آن مرد بیچاره بود؟ مرد فقیه جواب داد: آنکه به او ترحم نمود و کمکش کرد. عیسی فرمود: تو نیز چنین کن. (ترجمۀ تفسیری)
در متی 27:9 ترحم مسیح را در شفای دو شخص نابینا میبینیم
و در متی 22:15 در شفای دخترِ دیوانۀ یک زن کنعانی.
در متی 14:17 پدری پسرش را که صرع دارد (دیوزده بود) نزد مسیح میآورد و مسیح بر او ترحم کرده شفایش میدهد.
در متی 29:20 کوری را که کنار راه نشسته بود شفا میدهد.
سراسر اناجیل شاهد جاری شدن رحم و شفقت مسیح در معجزاتش نسبت به بیچارگان هستیم.
عطای رحم و شفقت در پیروانش عیسی مسیح نیز مشهود بود.
ب عنوان مثال در:
سرگذشت طابیتا / دورکاس
اعمال 36:9-41 و در یافا، تلمیذه ای طابیتا نام بود که معنی آن غزال است. وی از اعمال صالحه و صدقاتی که می کرد، پر بود. 37از قضا در آن ایّام او بیمار شده، بمرد و او را غسل داده، در بالاخانه ای گذاردند. 38و چونکه لُدَّه نزدیک به یافا بود و شاگردان شنیدند که پطرس در آنجا است، دو نفر نزد او فرستاده، خواهش کردند که «در آمدن نزد ما درنگ نکنی.» 39آنگاه پطرس برخاسته، با ایشان آمد و چون رسید او را بدان بالاخانه بردند و همه بیوه زنان گریه کنان حاضر بودند و پیراهنها و جامه هایی که غزال وقتی که با ایشان بود دوخته بود، به وی نشان می دادند. 40اما پطرس همه را بیرون کرده، زانو زد و دعا کرده، به سوی بدن توجه کرد و گفت: « ای طابیتا، برخیز!» که در ساعت چشمان خود را باز کرد و پطرس را دیده، بنشست. 41پس دست او را گرفته، برخیزانیدش و مقدسان و بیوه زنان را خوانده، او را بدیشان زنده سپرد.
آیۀ 36 میگوید که طابیتا (یا دورکاس) پر از اعمال صالحه و بخششِ صدقات بود.
کلمۀ یونانی اِ لِی موسون، که در اینجا صدقه ترجمه شده از ریشۀ eleon می آید که مفهومش رحم و شفقت است.
بنابراین، میتوان گفت که طابیتا عطای رحم و شفقت داشت.
پس عطای ترحم در کمک به نیازمندان، یتیمان، فقرا، بیماران، بیوه زنان و غیره کاربرد دارد.
یکی از کارهایی که طابیتا می کرد، دوختن جامه و پیراهن برای بیوه زنان بود.
عطای ترحم یک نوع احساس همدردی است که گاهی با بخشش صدقات و اعماله صالحه همراه است.
در اول قرنتیان 26:12 میخوانیم که اگر یک عضو دردمند گردد سایر اعضا با آن همدرد می باشند.
عطای ترحم و شفقت با چنین حس همدردی همراه است.
آقای دکتر Criswell، سرگذشت دختر بچه ای را تعریف می کند که وقتی از مدرسه به خانه برمی گردد به مادرش می گوید. امروز بهترین دوستم که به مدرسه آمد خبر مرگ مادرش را برایم تعریف کرد. مادر از دخترش پرسید خوب عزیزم تو به دوستت چی گفتی؟ دخترک جواب داد، مادر هیچی نگفتم فقط کنارش نشستم و باهاش گریه کردم.
شاید این مثال جالبی از عطای ترحم یا همدردی باشد.
رومیان 8:12 در رابطه با این عطا به ما میگوید که اگر کسی دارای عطای رحم و شفقت به دیگران است، شادمانه به این کار مشغول باشد (یعنی رحم کننده به سرور).
پنجمین عطای دائمی خدمتی، عطای ایمان است که در اول قرنتیان 9:12 به آن اشاره شده است.
5) عطای ایمان
عطای ایمان، یعنی بطور خارق العاده ای به خدا اعتماد کردن.
در دوران رسولان این عطا معمولاً با انجام معجزات همراه بود، اما امروزه با دعا و دریافت پاسخ دعا همراه است.
در اینجا منظور از ایمان، ایمان نجاتبخش نیست چون همۀ ما آن را دارا هستیم.
اما عطای ایمان به عده ای خاص داده شده است.
عیسی مسیح در متی 20:17 به آن اشاره میکند.
متی 20:17 زیرا هر آینه به شما می گویم، اگر ایمانِ به قدر دانه خردلی می داشتید، بدین کوه می گفتید از اینجا بدان جا منتقل شو، البتّه منتقل می شد و هیچ امری بر شما محال نمی بود. (ترجمۀ کلاسیک)
پولس رسول نیز به آن اینگونه اشاره می کند.
اول قرنتیان 2:13 و اگر نبوّت داشته باشم و جمیع اسرار و همه علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم بحدّی که کوهها را نقل کنم و محبّت نداشته باشم، هیچ هستم. (ترجمۀ کلاسیک)
عطای ایمان، عطائیست که خدا را فعال می کند.
متی 21:21-22 عیسی در جواب گفت: « هر آینه به شما می گویم اگر ایمان می داشتید و شک نمی نمودید، نه همین را که به درخت انجیر شد می کردید، بلکه هرگاه بدین کوه می گفتید “منتقل شده به دریا افکنده شو” چنین می شد. 22و هر آنچه با ایمان به دعا طلب کنید، خواهید یافت.» (ترجمۀ کلاسیک)
در اعمال رسولان باب 27 سرگذشت یکی از سفرهای دریایی پولس را می خوانیم که در آن کشتی شان به مدت چندین روز گرفتار طوفان شدید می شود. کشتی صدمۀ زیادی می خورد و برای ادامۀ سفر مجبور شده بودند تمام وسائلشان را به دریا بیاندازند. پس از گذشت چند روز، همه امیدشان را از دست داده بودند.
اما پولس در آن شرایط بحرانی، بر میخیزد و با اطمینان و ایمانی بی نظیر پیامی به همسفرانش می دهد.
اعمال 21:27-25 وقتی که مدّت مدیدی بدون غذا راه پیمودند، پولس در میان ایشان ایستاد و گفت: «ای دوستان، کاش به حرفهای من گوش می دادید و از کریت سفر نمی کردید تا از این همه آسیب و زیان در امان باشید. 22خوب، حالا که این طور شده از شما می خواهم که خود را نبازید. هیچ آسیبی به جان کسی نخواهد رسید، فقط کشتی از دست خواهد رفت، 23زیرا دیشب فرشته آن خدایی که من از آن او هستم و او را می پرستم در کنار من ایستاد 24و گفت: ‘ای پولس نترس. زیرا تو باید در حضور امپراتور حاضر شوی و خدا جان همه همسفرانت را به تو بخشیده است.’ 25پس آقایان باید قویدل باشید، زیرا من به خدا ایمان دارم و می دانم همان طوری که به من گفته است خواهد شد.
در اینجا شاهد ایمانی بی نظیر هستیم که توسط عطای روح القدس بخشیده شده.
پولس علی رغم شرایط بد، اطمینان داشت آنچه فرشتۀ خدا به او گفته، انجام خواهد شد.
این عطا باید برای اعتماد به وعده های کلام خدا بکار گرفته شود.
امروزه کلیسا نیاز به افرادی دارد که با استفاده از چنین عطایی، خدا را خدمت کنند و با ایستادن بر تعالیم راستین و وعده های بی نظیر خدا، کلیسایش را در این دریای طوفانی که گرفتار امواج سهمگین بی خدایی، تعالیم غلطِ معلمین کاذب، سیاستِ دنیا، روانشناسی و غیره شده، تشویق و تقویت نمایند.
خوشبختانه کلام خدا پر از شهادت این گونه مردان است.
عبرانیان باب 11 به مردان و زنانی اشاره می کند که با استفاده از عطای ایمان، افتخارات و پیروزیهای بی نظیری کسب کردند که از این قرارند:
عبرانیان 33:11-38 که از ایمان، تسخیر ممالک کردند و به اعمال صالحه پرداختند و وعده ها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند، سُوْرَت آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها رستگار شدند و از ضعف، توانایی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشگرهای غربا را منهزم ساختند. زنان، مردگان خود را به قیامتی باز یافتند، لکن دیگران معزّب شدند و خلاصی را قبول نکردند تا به قیامتِ نیکوتر برسند. و دیگران از استهزاها و تازیانه ها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند. سنگسار گردیدند و با ارّه دوپاره گشتند. تجربه کرده شدند و به شمشیر مقتول گشتند. در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل و آواره شدند. آنانی که جهان لایق ایشان نبود، در صحراها و کوهها و مغاره ها و شکافهای زمین پراکنده گشتند.
ما نیز، در در دوران خود شاهد رشادتها و جان فشانی قهرمانان ایمان هستیم.
مبشرینی که در شرایط بسیار سخت از جان خود گذشته به جاهای دور سفر کردند و پیام انجیل را به مردم سرزمین های دوردست رساندند.
آقای Hudson Taylor ایمان داشت که خدا عدۀ زیادی از مردم چین آن دوران را نجات خواهد داد، و اینطور هم شد. او در آنجا خدمات ارزنده ای در راه تبشیر انجیل انجام داد.
آقای George Mueller نیز به همینطور.
در کشور عزیزمان ایران، برادرانی چون کشیش دیباج، هایک، میکائیلیان، سودمند و بسیاری دیگر جان بر کف، خدا را خدمت کردند و افتخارات آفریدند.
امروزه، کار خدا در کلیسا، توسط مردان و زنانی پیش می رود که با استفاده از عطای ایمان زندگی و در خدمت میکنند.
شاید افراد مشهوری نباشند، یا مسئولیت های به ظاهر مهمی نداشته باشند، اما ایمان بس عظیمی دارند و در پیش برد ملکوت خدا بسیار موثر و افتخار آفرینند.
اگر شما این عطا را دارید حتماً ازش استفاده کنید.
ششمین و آخرین عطای دائمی خدمتی، عطای تمیز یا تشخیص ارواح می باشد که در اول قرنتیان 10:12 به آن اشاره شده است.
6) عطای تمیز یا تشخیص ارواح
بحث بسیاری در رابطه با کاربرد عطای تمیز ارواح شده و نظرات متفاوتی در رابطه با آن وجود دارد.
کلمه یونانی دیاکرِنو diacreno که به فارسی “تمیز” ترجمه شده به مفهوم قضاوت یا تشخیص واقعیت، می باشد
کاربرد این عطا در گذشته مثل پلیس در از کلیسا محافظت می کرد.
قبل از اینکه کلام خدا (عهدجدید) نوشته شود، افراد زیادی ادعا داشتند که از طرف خدا پیامی برای کلیسا دارند.
هر کس می آمد و از طرف خدا سخن می گفت و ادعا می کرد که نبی است و از طرف روح القدس سخن میگوید.
تشخیص اینکه چه کسی راست می گوید بسیار مشکل بود.
بنابراین، افرادی هم بودند که خدا به آنها عطای تشخیص این کار را داده بود.
آنها به صراحت قدرت تشخیص و قضاوت در مقابل اینکه چه کسی از طرف خدا سخن میگوید و چه کسی از ارواح پلید است، را داشتند.
مشکل کلیسای قرنتیان این بود که، افرادی که این عطا را داشتند، یا از آن استفاده نمی کردند و یا اینکه از آن بیخبر بودند.
به همین دلیل عده ای در جلسات پرستشی مسیح را لعنت می کردند ولی کسی جلوی آنها را نمی گرفت.
اول قرنتیان 3:12 پس باید بفهمید که اگر کسی تحت تأثیر روح خدا باشد، نمی تواند عیسی را لعن کند…
اگر کسی عطای تشخیص ارواح داشت می بایست می ایستاد و فوراً میگفت که این از روح القدس نیست.
پولس رسول در اول قرن29:14 از ایمانداران کلیسا می خواهد که از این عطا استفاده کنند.
اول قرنتیان 29:14 آن دو یا سه نفری که قرار است نبوّت کنند، صحبت نمایند و دیگران درباره گفتار ایشان قضاوت کنند.
در اعمال 16 میبینیم که پولس رسول این عطا را به کار می گیرد.
اعمال 16:16-18 یک روز که به محل دعا می رفتیم به کنیزی برخورد کردیم که روح فالگیری و غیبگویی داشت و از این راه منافع سرشاری نصیب اربابان خود کرده بود. او به دنبال ما و پولس افتاد و فریاد می کرد: «اینان غلامان خدای متعالند و راه رستگاری را به شما اعلام می نمایند.» چند روز کارش همین بود تا سرانجام حوصله پولس سر آمده به سوی او برگشت و به آن روح گفت: «به نام عیسی مسیح به تو فرمان می دهم از او خارج شو.» و در همان لحظه از او خارج شد.
قطعاً پولس به خاطر سخنان کنیز نبود که روح بد را در آن کنیز تشخیص داد، چون حرف بدی نمیزد.
پولس از عطای تشخیص ارواح استفاده کرد. در آن زمان این عطا برای تشخیص اعمال تقلیدآمیزی که شیطان در کلیسا انجام میداد استفاده میشد.
امروزه ما با تطبیق مطالب با کلام خدا قادر به تشخیص معلمین یا آموزه های غلط هستیم.
در تاریخ کلیسا آمده که نهضتی با تعالیم بدعت آمیز، بنام Montenism ظهور کرد و بسیار مخرب بود.
اما با کمک عده ای که عطای تمیز ارواح داشتند، به راحتی جلوی فعالیت این نهضت گرفته شد و کلیسا از خطر انحراف محفوظ ماند.
عطای تشخیص ارواح در رابطه با واقعی یا جعلی بودن عطایا نیز بکار برده می شود.
در اعمال باب 5 میبینیم که پطرس چگونه در مقابل حنانیا و سفیره با استفاده از این عطا قضاوت می کند.
امروزه این عطا نیز میتواند در رابطه با تشخیص ارواح پلید، ریاکاری، معلمین کاذب یا تعلیم غلط به کار گرفته شود.
کسانیکه این عطا را دارا هستند، باید مواظب باشند که حتماً آنرا در محبت به کار بگیرند.
بنابراین در رابطه با شش عطایای خدمتی،
عطای رهبری هدایت ایمانداران را بعهده میگیرد،
عطای خدمت در جهت حمایت رهبران عمل میکند،
عطای بخشش در خدمت به تامین نیازمندان بکار برده می شود،
عطای ترحم در همدردی با بیماران و فقرا کار می کند.
عطای ایمان، کارهای خارق العادۀ خدا را انجام می دهد.
و در نهایت عطای تشخیص ارواح، کلیسا را از شارلاتان ها و افراد دروغین حفظ می نماید.
این عطایا همراه با عطایای گفتاری، بطور دائمی در جهت تکمیل کلیسای مسیح عمل می کنند.
جلسۀ آینده به مطالعۀ اولین قسمت از عطایای موقت خواهیم پرداخت.
فیض و برکت خداوند با همۀ شما باشد و بماند.

